تبليغاتX
روزمرگي ها

پايگاه اطلاع رساني هاتف - نفيسه زارع کهن: از در مركز پژوهشهاي سازمان تامين اجتماعي كه وارد شوي و راهروهاي پيچ در پيچش را بگذراني، به اتاقي مي رسي كه در بين اتاقهاي ديگر از همه آرامتر به نظر مي رسد تا حدي كه صداي عقربه هاي ساعت را هم مي شنوي. در اين اتاق آرام فردي نشسته است که دقيقا برخلاف گروه سياسي اش که در سالهاي گذشته با تنشها و چالشهاي بي شماري مواجه بوده، کاملا آرام است و با آرامش خاصي صحبت مي کند؛ "عليرضارجايي"؛ را مي گويم. فعال سياسي و چهره شاخص "ملي_ مذهبي".

با رجايي كه به قول خودش در همه جا حضور داشته - از وزارت امورخارجه تا صدا و سيما و شايد اگر شانس با او بود و رد صلاحيت نمي شد نماينده مجلس ششم هم شده بود - از همه جا و هر دري سخن گفتيم.
او با اينكه در ستاد معين فعاليت مي كند، داشتن رابطه تشكيلاتي با جبهه مشاركت را رد مي كند و مشاركت را يك امكان براي فعاليت سياسي و مترقي ترين بخش نظام سياسي در ايران مي داند كه بخش دموكرات نظام سياسي را رهبري كرده و بايد از كليت آن در مسير رقابتها و درگيري ها استفاده كرد.
با رجايي در خصوص گسستهاي سياسي در ايران و انتخابات به گفت وگو نشستيم که يك ساعت و نيم به طول انجاميد.

هاتف: آقاي رجايي! همان طور كه مي دانيد شاهد جداسازي طيف سنتي و مدرن هر دو جناح چپ و راست هستيم، به نظر شما اين جداسازي به چه سمتي خواهد رفت و علت آن چيست؟

رجايي: اين جداسازي اتفاقي نيست كه اخيرا افتاده باشد، اين اتفاق به طور بارز از دوم خرداد 76 در جمهوري اسلامي  مشخص شد و كاملا هم واقعي است و اساس آن هم به گفتمان جديدي برمي گردد كه بخصوص در طول دهه 70 جوش خورد و پخته شد و در واقع نوعي گسست از آن گفتمان راديكاليزم ويژه سالهاي اول انقلاب بود.  در واقع اقتضاي برنامه هاي بازسازي و  پيشرفتي بود كه علي الخصوص بايد پس از انقلاب پديدمي آمد.
بنابراين به نظرم اين جداسازي از جنس مجموعه گسست هايي است كه بعد از انقلاب در جريان نيروهاي سياسي و حتي بيرون از آن اتفاق افتاد. اين جريان اكنون رفته رفته به مراحل بلوغ خود نزديك مي شود و در آينده هم شكلهاي جدي تري به خودش مي گيرد. كل نيروهاي سياسي در ايران، چه آنهايي كه در داخل هستند و چه آنهايي كه در خارج هستند، دستخوش و در معرض اين تحول هستند.

هاتف: پس به نظر شما دليل عمده اين گسست عبور از راديكاليزم  اوايل انقلاب است؟

رجايي: بله. راديكاليزم ويژه اي كه در دهه هاي 40 و 50 شكل گرفت و در جريان انقلاب و پيروزي آن و تحولات پس از آن بروز يافت و تعارض اين راديكاليزم در دهه 60 در بيرون و داخل نظام تقريبا  تا آستانه جنگ داخلي هم پيش رفت. در حال حاضر گسست هاي به وجود آمده حاصل فاصله گيري از آن گفتمان و ايجاد گفتمان جديدي است كه شئونات آن را بايد دقيقا شناسايي كرد.

هاتف: آقاي رجايي! چرا اين گسست اين قدر شفاف شده و همه شاهد آن هستند؟

رجايي: به نظر من اين گسست در سالهاي گذشته هم واضح بود. در جريان انتخابات رياست جمهوري اخير به خاطر اين گسست است که همه تصور مي كنند قدرت سياسي و گوشه هايي از آن را مي توانند تصرف كنند. يعني تمركز و انسجامي كه در قدرت سياسي ايران بود تا حدي بخاطر جنبش دوم خرداد متزلزل شد و مجموعه گروههايي که از اين تحول منشعب شدند احساس مي كنند مي توانند در ساختار سياسي دخيل باشند و موفق شوند.
پس يك دليل اين شفافيت،  ايجاد شكاف در هسته اصلي قدرت سياسي در ايران است و دليل دوم اين است كه گروههاي منشعب از اين گسست احساس مي كنند هيچ كدام از جريانهاي رقيب به تنهايي توانايي تصرف قدرت را ندارند و  اين تصور در آنها ايجاد شده كه مي توانند از اين فرصت كه هيچ رقيبي آنچنان قدرتمند نيست كه از قبل پيروز باشد استفاده كند.

هاتف: علت شكاف عميق بوجود آمده بين جناح راست را در جريان انتخابات رياست جمهوري چه مي دانيد؟

رجايي: ببينيد عامل انسجام بخش ايدئولوژيكي كه در گذشته بود به شدت فروپاشيده شده و رفته رفته روبه اضمحلال است، البته اضمحلال نه به شكل نابودي مطلق بلكه اضمحلال به معناي تبديل شدن به جريانهاي خرد و كوچك. اين شكست عامل ايدئولوژيك باعث مي شود كه عوامل ديگري مثل عوامل اقتصادي و منافع سياسي در برابر همبستگي ايدئولوژيك فعال تر شوند. در واقع جريان راست با شكست آن هسته ايدئولوژيك احساس مي كند كه خودش را بايد بازسازي كند. منافع اقتصادي ، سياسي ، اجتماعي و حتي فرهنگي اين بازسازي در ميان آنها معناي متفاوتي دارد.  به همين دليل اين گسست ها بر خلاف اينكه مي گويند اين موقتي است حتما جدي تر هم خواهد شد.

هاتف: پس با توجه به صحبتهاي شما محافظه كاران هيچ وقت رنگ اجماع را به خود نخواهند ديد؟

رجايي: من اين را نمي گويم. ما فعلا در مرحله گسست ازتفکرات گذشته هستيم اما طبيعي است كه حيات و زندگي سياسي در همه جاي دنيا در كنار رقابت با ائتلاف توام است.
زماني كه حلقه و زنجيره گسست ها كامل شد و به انتها رسيد حلقه ائتلافها هم همزمان با آن و يا در دل آن شكل مي گيرد، اين گسستها  هم ازجنس ساير گسستهاي سياسي است كه با  تشكيل ائتلاف جديد توام خواهد بود.

هاتف: آيا احتمال دارد كه با توجه به اين گسست ها برخي از گروه هاي راست به سمت چپ گرايش و تمايل پيدا  كنند و تغيير مشي بدهند؟

رجايي: پاسخ به اين سوال به اين بستگي دارد که راست و چپ را در ايران چطور تعريف كنيم. اصولا پاسخ اين سوال بايد منفي باشد، يعني هيچ جريان راستي نمي تواند به طوردقيق به چپ سوق پيدا کند اما بر عکس آن ممکن است؛ چون جريان چپ هميشه آميزه اي از مبارزه سياسي در خود دارد.
اصلاحاتي كه در جريان چپ صورت مي گيرد از منظر چپهاي ارتدوكس هميشه نوعي گرايش به راست تلقي مي شود، اما جريان راست به معناي كلاسيك هيچ موقع با جريانهاي چپ ادغام نمي شود مگر اينكه منظور اين باشد كه برخي از مباني چپ را بگيرد؛ ممكن است مصداق آن در ايران وجود داشته باشد، چراكه راست در ايران هميشه شاخصه غير دموكراتيك داشته و ممكن است كه با ورود به حوزه هاي دموكراتيك و پذيرش بازيهاي دموكراتيك تا حدي به گرايشهاي چپ نزديک شود. فكر مي كنم اين اتفاق تا حدي در حال وقوع است. اما اگر منظور اين باشد که جريان راست با گروههاي چپ ائتلاف كند، به نظر من چنين اتفاقي نخواهد افتاد. از نظر من راست در ايران به اجبار در كنار هسته هاي ايدئولوژيك كه از دست مي دهد آميزه هايي از ايدئولوژيهاي دموكراتيك را به تدريج و خيلي آهسته اخذ خواهد كرد.

هاتف: بهتر است به انتخابات آينده بپردازيم. آينده انتخابات ايران را با توجه به شرايط فعلي چطور مي بينيد؟

رجايي: من نمي توانم با دقت نتيجه اين انتخابات را پيش بيني كنم، يعني نمي دانم ميزان شركت كننده ها و كيفيت افرادي كه در آن شركت مي كنند چقدر است، اما فكر مي كنم اگر جامعه شهري تدوين يافته ايران كه رو به گسترش است در انتخابات حضور متوسط داشته باشد، در آن صورت گروههاي ميانه رو در ايران شانس بيشتري نسبت به گروههاي راست دارند.

هاتف: زماني آقاي تاج زاده مي گفت كه ما براي حضور در صحنه سياسي كشو ر بايد در بخشي از قدرت حضور داشته باشيم تا اصلاحات به نوعي ادامه پيدا كند، فرض كنيم كه آقاي معين در انتخابات رد صلاحيت شود، در اين صورت حزب مشاركت چه اقدامي انجام خواهد داد و در واقع آينده طيف نوگراي اصلاح طلبان چه خواهدشد؟

رجايي: در اين صورت اين طيف از اصلاح طلبان در انتخابات شركت نخواهند كرد، ولي اين باعث نمي شود كه آينده آنها در نظام سياسي يكسره مخدوش شود چون بخشي از ساختار نظام سياسي هستند.
اشتباه خيلي شايع و وسيعي كه در اين سالها صورت گرفت اين بود كه معمولا اصلاحاتي كه در داخل نظام سياسي به وقوع پيوسته را معمولا ناشي از عملکرد گروه معدودي از اصلاح طلبان دانسته اند كه هر آن ‌مي شود آنها را به طور مكانيكي حذف كرد. اين تعريف غلط نيست اما ناقص است، در واقع نظام سياسي همواره در حال اصلاح خويش است نه اينكه گروهي به صرف اراده و اعتقاد خود اين كار را انجام دهند. اگر بپذيريم كه اصلاح طلبان، ارگانيك نظام سياسي موجود درايران هستند اولا قابل حذف نيستند حتي اگر در انتخابات شركت نكنند؛ ثانيا معنايش اين است كه نظام سمت و سوي اصلاحات به خود گرفته است. بنابراين اصلاحات اقتضاي نظام ساختاري در ايران بوده كه از گوشه هايي از آن شروع شده و به تدريج گسترش پيدا كرده و رفته رفته بسط پيدا مي كند و دامنه اش را به جريانهاي راست گسترش مي دهد و البته رقابتهايي در كشاكش اين تحول اتفاق مي افتد. در واقع، راست غير دموكراتيك را فوق العاده مستهلك كرده و خواهد كرد. من فكر مي كنم در اين انتخابات بعيد است آقاي معين رد صلاحيت شود.

هاتف: آقاي رجايي شما صحبت از عدم شرکت در انتخابات كرديد و اينكه اگر آقاي معين رد صلاحيت شود يكي از معيارهاي انتخاب آزاد زير سوال خواهد رفت؟ در اين صورت آيا  حالا فرض كنيم كه آقاي معين تاييد صلاحيت شود اما دكتر يزدي رد صلاحيت شود آيا در انتخابات شركت مي كنيد؟

رجايي: البته عدم شركت، تصميمي گروهي است. نظر شخصي من اين است كه اگر آقاي دكتر يزدي رد صلاحيت شود معناي انتخابات، آزاد نخواهد بود؛ اما در عين حال با حضور دكتر بزدي هم انتخابات صد در صد آزاد نيست، چون گروههاي ديگري هستند كه هنوز فرصت حضور در انتخابات را ندارند. با وجود اين اگر دكتر يزدي كه به احتمال قوي رد صلاحيت مي شود و آقاي معين  كه به احتمال قوي رد صلاحيت نمي شود، آزادي انتخابات نقصان پيدا خواهد كرد. جريانهاي سياسي اصلاح طلب يا دموكرات بايد تعيين تكليف كنند كه كف شرايط آنها براي حضور در انتخابات چيست.
فرض من اين است كه رقابتهاي سياسي موجود باعث كاهش مقاومت غير دموكراتيك در ايران مي شود و ما بايد حتي الامكان شرايطي را در ايران ترسيم كنيم كه به اين رقابت دامن بزند نه اينكه با هر اتفاقي از اين  رقابت شانه خالي كنيم.
ممكن است در فضايي كه دكتر يزدي كنار گذاشته مي شود ميزان مشاركت در انتخابات پايين بيايد و حتما هم همين طور است؛ ولي اگر ما يك افق  وسيعتر را ببينيم در يك رقابت سياسي بايد هسته مقاومت غير دموكراتيك در ايران مستهلك شود و در آن صورت حضور آقاي معين و نيروهاي حامي وي به اين فرايند كمك خواهد كرد، زيرا بحثها و مطالبات را مطرح مي كنند و آنها را حتي اگر انتخاب نشوند به نظام سياسي تزريق مي كنند، به جهت اينكه اين مطالبات را عمومي  مي كنند و نسبت به هر رييس جمهوري كه انتخاب بشود اين مطالبات مطرح خواهد شد .شما به نوع ادبياتي كه الان در صحنه سياسي هست و نوع مطالباتي كه در فضاي سياسي وجود داردنگاه کنيد حتي نوع فشارهاي سياسي - اجتماعي موجود قابل مقايسه با قبل از سال 76 نيست و اين آزادي عمل و آزادي سياسي و اجتماعي اتفاق جديدي است. قبل از اين حتي اين ادبيات نسبت به رييس جمهور مملكت هم به راحتي وجود نداشت. به همين دليل فكر مي كنم بهتر است كف انتخابات آزاد را دكتر معين بگيريم نه دكتر يزدي تا بتوانيم امكان مشاركت در فضاي سياسي را داشته باشيم.
در عين حال اين نظر شخصي من است و ممكن است بعضي ها خلاف اين عمل كنند كه خوب طبيعتا باعث كاهش مشاركت مي شود كه حتي خواسته نيروهاي راست هم نيست.

هاتف: با توجه به شرايط فعلي و شرايطي كه شما از انتخابات آزاد گفتيد آيا امكان اين كه اصلاح طلبان به اجماع برسند  هست و امكانش وجود دارد؟

رجايي: طبيعتا هر جريان سياسي كه بتواند يك كانديداي واحد داشته باشد به نفعش است و از شكسته شدن آرايش ممانعت مي كند ولي فعلا از ظواهر امر اين طور بر مي آيد كه امكان اجماع نيست؛ يعني هيچ كدام از كانديداهاي اصلاح طلب نگفته اند كه حاضرند به نفع ديگري كنار بروند و بنابراين من از شواهد امر اين طور نمي بينم كه چنين اجماعي شكل بگيرد.

هاتف: آقا رجايي بياييد كمي هم در خصوص كانديداها صحبت كنيم. شما اوضاع كانديداها را چطور مي بينيد؟ ورود آقاي هاشمي  چه تاثيري در مسير انتخابات و جبهه اصلاحات خواهد گذاشت؟ آيا اصلا حضور ايشان تاثيري دارد و اگر دارد روي كدام جريان چپ يا راست؟

رجايي: ورود هاشمي در جريان اين انتخابات اتفاق مهمي بود و در اين ترديد نيست. مهمترين دستاورد حضور هاشمي اين بود كه اعتماد به نفس جريان راست را به هم ريخت و در واقع بين آنها شكافهاي جدي تري را ايجاد كرد يا حداقل  مي شود گفت كه شكافهاي آنها را سريعتر بروز داد.
بنابراين حضور هاشمي اتفاق مثبت و خوبي است و برخلاف حضورشان در انتخابات مجلس ششم كه تصميم درستي نبود در آن تلاطم هاي آن مقطع  و نيازي هم نبود و كمكي به شرايط آن موقع نمي كرد و به نظرمن فضا را درست ارزيابي نكرد، در فضاي فعلي به نظرم كاملا اقدام سنجيده اي است و فكر مي كنم تاثيراتش بيشتر در جريان راست بوده است و انشعاباتي كه در بين آنها اتفاق افتاد.

هاتف: به نظر شما گفته آقاي محتشمي پور در خصوص آقاي هاشمي و اينكه تاريخ مصرفش گذشته درست است؟

رجايي: تاريخ مصرف افراد سياسي البته متناسب با كاركردهايشان و تاثيراتي است كه مي گذارند. من حضور آقاي هاشمي در اين انتخابات را حضور موثري مي دانم. با توجه به نوع رقابتها از يك طرف و نوع بي انگيزگي مردم از طرف ديگر نمي توانم موافق اين حرف باشم.

هاتف: از نظر شما حضور آقاي هاشمي از اين جهت كه در جريان راست تاثير گذاشته مثبت است يا از اين لحاظ كه در روند كلي كشور تاثير خواهد داشت؟

رجايي: بله.  در مورد روند كل كشور كه البته هنوز زود است و بايد پس از حضور و انتخاب شدن ايشان قضاوت کرد. اما آن چيزي كه تا به حال اتفاق افتاده، به هم ريختن جريان راستي است كه دو انتخابات شوراها و مجلس هفتم را برده بود و از اين جهت جريانهاي دموكرات حتما خوشحال هستند.
اما حداقل علائمي كه ايشان نشان مي دهد اين طور مي شود گفت كه از نظر نيروهاي اصلاح طلب علائم بدي نبوده و بعيد مي دانم مواضعي كه ايشان گرفتند از نظر نيروهاي اصلاح طلب مواضع منفي تلقي بشود. اما پايداري بر روي مواضع و امكان پيش بردن آن مهم است و قبل از همه اينها اين است كه آيا ايشان موفق مي شود يا نه؟
دوم اينكه تيمي كه ايشان تشكيل مي دهند خيلي مهم است. به هر حال من فكر مي كنم كه از آقاي هاشمي به طرف چپ هر كسي كه راي بياورد يك فرصت مهم تاريخي بدست آورده كه بتواند نقش مهمي ايفا كند.

هاتف: تاثير حضور آقاي هاشمي در جبهه اصلاحات چطور است؟ آيا باعث شكسته شدن آراء اصلاح طلبان نخواهد شد؟

رجايي: البته تا حدي اين طور به نظر مي آيد كه با بودن آقاي هاشمي آراء دكتر معين شكسته شود و از اين جهت اين ارزيابي قابل پيش بيني است. در عين حال حضور هاشمي از اين لحاظ كه شخصيت مطرحي است توجه را به انتخابات جلب مي كند و از اين جهت براي دكتر  معين خوب است تا در فضايي كه يك مقدار حساسيت آن بالاتر رفته برنامه هاي خود را مطرح كند، چون دكتر معين با توجه به صلاحيتهاي اخلاقي و سوابق روشني كه دارد به عنوان يك چهره صد در صد سياسي شناخته نبوده و بيشتر شخصيت فرهنگي ايشان شناخته شده بود و از اين جهت براي دكتر معين خوب است كه بتواند به عنوان يك چهره سياسي بهتر مطرح كند  و اين جنبه مثبت را در كنار شكسته شدن آرايشان دارند.

هاتف:  آقاي رجايي شايد به نوعي بتوان گفت كه از دوره رزم آرا تاكنون شخصيت هاي نظامي به اين صورت در انتخابات حضور پيدا نكردند. به نظر شما حضور افراد نظامي در انتخابات چه تاثيري مي تواند در آراء و ديد مردم و حتي در اوضاع كشور داشته باشد؟ به نظر شما استعفا كافي است كه يك فرد نظامي جزء رجل سياسي محسوب شود؟

رجايي: البته نظامي ها از انتخابات مجلس هفتم به شكل وسيعي وارد شدند يعني بعد از دوم  خرداد  كه توجه جريان راست به نظامي هايي كه در سپاه هستند بيشتر شد و نقش فوق العاده فعالي پيدا كردندآنها به همين ترتيب وارد مجلس هفتم شدند و فكر مي كنم حدود هشتاد و اندي نماينده با اين سابقه وارد مجلس شدند.
بنابراين به طور كلي حضور نظاميان به عنوان يك جريان متشكل نامطلوب  و حضور آنها در سياست حتما خطرناك است و در واقع صحنه سياست را تا حد زيادي از شكل رقابتي به شكل يک جانبه گرايي تقليل مي دهد. و اين اتفاق خوبي نيست كه دارد مي افتد.
پس علي الاصول چيزي كه خطرناك است حضور نظاميان متشكل است كه معمولا جنبه هاي كودتايي پيدا مي كند و به طور كلي صحنه سياست را وارونه و يك جانبه كرده و رقابت را حذف مي كنند.

هاتف: احتمال كودتا سياسي در ايران را در صورت حضور يك نظامي به عنوان رييس جمهور چقدر مي دانيد؟

رجايي: در ايران امكان كودتا وجود ندارد چيزي كه در ايران در شرف وقوع است اين است كه نظاميان به صورت کاملا متشکل در جريانات سياسي حضور پيدا کرده اند.
ببينيد سپاه پاسداران يك ارتش كاملا ايدئولوژيك است و بر اساس اساسنامه خودش وتفسير موثقي که ازآن مي كند مي گويد ما چون جريان حافظ انقلاب هستيم ،حفظ انقلاب را در تمام حوزه هاي فرهنگي ، سياسي وامنيتي تسري مي دهيم. آنها براي خودشان اين حق را قائل مي شوند كه در امور سياسي ، فرهنگي و امنيتي مداخله كنند.
پس شكل كودتا به معناي اينكه بخواهند بيايند و دولتي را ساقط كنند در سپاه متصور نيست.  آنها اگر وارد چنين حوزه اي شوند شكست كلي جريان راست را تسريع بخشيده اند و فقدان يكپارچگي در خود سپاه هم بروز پيدا مي كند.
خطري كه نظاميان دارند اين است كه يك پاي رقابت سياسي قرار بگيرند و از طريق حمايت هاي غير مشروع برخي نهادها رقيبهاي واقعي را هم حذف كنند. اصولا حضور آنها غير قانوني است و در واقع حضور ‌آنها نوعي دستكاري در فرايند سياسي در ايران و مداخله غير مشهود در جريانات سياسي كشور است ، همين حضور غير مشروع از طرف نهادهاي بالاتر حمايت مي شود. اين چيزي است كه در ايران محل خطر است و دارد اتفاق مي افتد يعني يك طرف رقابت سياسي يك نظامي است كه همه جوره حمايت مي شود و در برابر رقبايي كه همه جوره سركوب مي شوند.

هاتف: چرا با انتخاب آقاي لاريجاني توسط محافظه كاران و يا همان شوراي هماهنگي همه چيز به هم ريخت و جريان راست دچار سردرگمي و اختلاف شد؟

رجايي: به خاطر اينكه هر كدام از آقايان جريان راست انتظار داشتند كه خودشان از طريق شوراي هماهنگي انتخاب شوند، من فكر مي كنم كه هر كس ديگري هم كه به جاي لاريجاني انتخاب مي شد لاريجاني م

پايگاه اطلاع رساني هاتف - نفيسه زارع کهن: از در مركز پژوهشهاي سازمان تامين اجتماعي كه وارد شوي و راهروهاي پيچ در پيچش را بگذراني، به اتاقي مي رسي كه در بين اتاقهاي ديگر از همه آرامتر به نظر مي رسد تا حدي كه صداي عقربه هاي ساعت را هم مي شنوي. در اين اتاق آرام فردي نشسته است که دقيقا برخلاف گروه سياسي اش که در سالهاي گذشته با تنشها و چالشهاي بي شماري مواجه بوده، کاملا آرام است و با آرامش خاصي صحبت مي کند؛ "عليرضارجايي"؛ را مي گويم. فعال سياسي و چهره شاخص "ملي_ مذهبي".

با رجايي كه به قول خودش در همه جا حضور داشته - از وزارت امورخارجه تا صدا و سيما و شايد اگر شانس با او بود و رد صلاحيت نمي شد نماينده مجلس ششم هم شده بود - از همه جا و هر دري سخن گفتيم.
او با اينكه در ستاد معين فعاليت مي كند، داشتن رابطه تشكيلاتي با جبهه مشاركت را رد مي كند و مشاركت را يك امكان براي فعاليت سياسي و مترقي ترين بخش نظام سياسي در ايران مي داند كه بخش دموكرات نظام سياسي را رهبري كرده و بايد از كليت آن در مسير رقابتها و درگيري ها استفاده كرد.
با رجايي در خصوص گسستهاي سياسي در ايران و انتخابات به گفت وگو نشستيم که يك ساعت و نيم به طول انجاميد.

هاتف: آقاي رجايي! همان طور كه مي دانيد شاهد جداسازي طيف سنتي و مدرن هر دو جناح چپ و راست هستيم، به نظر شما اين جداسازي به چه سمتي خواهد رفت و علت آن چيست؟

رجايي: اين جداسازي اتفاقي نيست كه اخيرا افتاده باشد، اين اتفاق به طور بارز از دوم خرداد 76 در جمهوري اسلامي  مشخص شد و كاملا هم واقعي است و اساس آن هم به گفتمان جديدي برمي گردد كه بخصوص در طول دهه 70 جوش خورد و پخته شد و در واقع نوعي گسست از آن گفتمان راديكاليزم ويژه سالهاي اول انقلاب بود.  در واقع اقتضاي برنامه هاي بازسازي و  پيشرفتي بود كه علي الخصوص بايد پس از انقلاب پديدمي آمد.
بنابراين به نظرم اين جداسازي از جنس مجموعه گسست هايي است كه بعد از انقلاب در جريان نيروهاي سياسي و حتي بيرون از آن اتفاق افتاد. اين جريان اكنون رفته رفته به مراحل بلوغ خود نزديك مي شود و در آينده هم شكلهاي جدي تري به خودش مي گيرد. كل نيروهاي سياسي در ايران، چه آنهايي كه در داخل هستند و چه آنهايي كه در خارج هستند، دستخوش و در معرض اين تحول هستند.

هاتف: پس به نظر شما دليل عمده اين گسست عبور از راديكاليزم  اوايل انقلاب است؟

رجايي: بله. راديكاليزم ويژه اي كه در دهه هاي 40 و 50 شكل گرفت و در جريان انقلاب و پيروزي آن و تحولات پس از آن بروز يافت و تعارض اين راديكاليزم در دهه 60 در بيرون و داخل نظام تقريبا  تا آستانه جنگ داخلي هم پيش رفت. در حال حاضر گسست هاي به وجود آمده حاصل فاصله گيري از آن گفتمان و ايجاد گفتمان جديدي است كه شئونات آن را بايد دقيقا شناسايي كرد.

هاتف: آقاي رجايي! چرا اين گسست اين قدر شفاف شده و همه شاهد آن هستند؟

رجايي: به نظر من اين گسست در سالهاي گذشته هم واضح بود. در جريان انتخابات رياست جمهوري اخير به خاطر اين گسست است که همه تصور مي كنند قدرت سياسي و گوشه هايي از آن را مي توانند تصرف كنند. يعني تمركز و انسجامي كه در قدرت سياسي ايران بود تا حدي بخاطر جنبش دوم خرداد متزلزل شد و مجموعه گروههايي که از اين تحول منشعب شدند احساس مي كنند مي توانند در ساختار سياسي دخيل باشند و موفق شوند.
پس يك دليل اين شفافيت،  ايجاد شكاف در هسته اصلي قدرت سياسي در ايران است و دليل دوم اين است كه گروههاي منشعب از اين گسست احساس مي كنند هيچ كدام از جريانهاي رقيب به تنهايي توانايي تصرف قدرت را ندارند و  اين تصور در آنها ايجاد شده كه مي توانند از اين فرصت كه هيچ رقيبي آنچنان قدرتمند نيست كه از قبل پيروز باشد استفاده كند.

هاتف: علت شكاف عميق بوجود آمده بين جناح راست را در جريان انتخابات رياست جمهوري چه مي دانيد؟

رجايي: ببينيد عامل انسجام بخش ايدئولوژيكي كه در گذشته بود به شدت فروپاشيده شده و رفته رفته روبه اضمحلال است، البته اضمحلال نه به شكل نابودي مطلق بلكه اضمحلال به معناي تبديل شدن به جريانهاي خرد و كوچك. اين شكست عامل ايدئولوژيك باعث مي شود كه عوامل ديگري مثل عوامل اقتصادي و منافع سياسي در برابر همبستگي ايدئولوژيك فعال تر شوند. در واقع جريان راست با شكست آن هسته ايدئولوژيك احساس مي كند كه خودش را بايد بازسازي كند. منافع اقتصادي ، سياسي ، اجتماعي و حتي فرهنگي اين بازسازي در ميان آنها معناي متفاوتي دارد.  به همين دليل اين گسست ها بر خلاف اينكه مي گويند اين موقتي است حتما جدي تر هم خواهد شد.

هاتف: پس با توجه به صحبتهاي شما محافظه كاران هيچ وقت رنگ اجماع را به خود نخواهند ديد؟

رجايي: من اين را نمي گويم. ما فعلا در مرحله گسست ازتفکرات گذشته هستيم اما طبيعي است كه حيات و زندگي سياسي در همه جاي دنيا در كنار رقابت با ائتلاف توام است.
زماني كه حلقه و زنجيره گسست ها كامل شد و به انتها رسيد حلقه ائتلافها هم همزمان با آن و يا در دل آن شكل مي گيرد، اين گسستها  هم ازجنس ساير گسستهاي سياسي است كه با  تشكيل ائتلاف جديد توام خواهد بود.

هاتف: آيا احتمال دارد كه با توجه به اين گسست ها برخي از گروه هاي راست به سمت چپ گرايش و تمايل پيدا  كنند و تغيير مشي بدهند؟

رجايي: پاسخ به اين سوال به اين بستگي دارد که راست و چپ را در ايران چطور تعريف كنيم. اصولا پاسخ اين سوال بايد منفي باشد، يعني هيچ جريان راستي نمي تواند به طوردقيق به چپ سوق پيدا کند اما بر عکس آن ممکن است؛ چون جريان چپ هميشه آميزه اي از مبارزه سياسي در خود دارد.
اصلاحاتي كه در جريان چپ صورت مي گيرد از منظر چپهاي ارتدوكس هميشه نوعي گرايش به راست تلقي مي شود، اما جريان راست به معناي كلاسيك هيچ موقع با جريانهاي چپ ادغام نمي شود مگر اينكه منظور اين باشد كه برخي از مباني چپ را بگيرد؛ ممكن است مصداق آن در ايران وجود داشته باشد، چراكه راست در ايران هميشه شاخصه غير دموكراتيك داشته و ممكن است كه با ورود به حوزه هاي دموكراتيك و پذيرش بازيهاي دموكراتيك تا حدي به گرايشهاي چپ نزديک شود. فكر مي كنم اين اتفاق تا حدي در حال وقوع است. اما اگر منظور اين باشد که جريان راست با گروههاي چپ ائتلاف كند، به نظر من چنين اتفاقي نخواهد افتاد. از نظر من راست در ايران به اجبار در كنار هسته هاي ايدئولوژيك كه از دست مي دهد آميزه هايي از ايدئولوژيهاي دموكراتيك را به تدريج و خيلي آهسته اخذ خواهد كرد.

هاتف: بهتر است به انتخابات آينده بپردازيم. آينده انتخابات ايران را با توجه به شرايط فعلي چطور مي بينيد؟

رجايي: من نمي توانم با دقت نتيجه اين انتخابات را پيش بيني كنم، يعني نمي دانم ميزان شركت كننده ها و كيفيت افرادي كه در آن شركت مي كنند چقدر است، اما فكر مي كنم اگر جامعه شهري تدوين يافته ايران كه رو به گسترش است در انتخابات حضور متوسط داشته باشد، در آن صورت گروههاي ميانه رو در ايران شانس بيشتري نسبت به گروههاي راست دارند.

هاتف: زماني آقاي تاج زاده مي گفت كه ما براي حضور در صحنه سياسي كشو ر بايد در بخشي از قدرت حضور داشته باشيم تا اصلاحات به نوعي ادامه پيدا كند، فرض كنيم كه آقاي معين در انتخابات رد صلاحيت شود، در اين صورت حزب مشاركت چه اقدامي انجام خواهد داد و در واقع آينده طيف نوگراي اصلاح طلبان چه خواهدشد؟

رجايي: در اين صورت اين طيف از اصلاح طلبان در انتخابات شركت نخواهند كرد، ولي اين باعث نمي شود كه آينده آنها در نظام سياسي يكسره مخدوش شود چون بخشي از ساختار نظام سياسي هستند.
اشتباه خيلي شايع و وسيعي كه در اين سالها صورت گرفت اين بود كه معمولا اصلاحاتي كه در داخل نظام سياسي به وقوع پيوسته را معمولا ناشي از عملکرد گروه معدودي از اصلاح طلبان دانسته اند كه هر آن ‌مي شود آنها را به طور مكانيكي حذف كرد. اين تعريف غلط نيست اما ناقص است، در واقع نظام سياسي همواره در حال اصلاح خويش است نه اينكه گروهي به صرف اراده و اعتقاد خود اين كار را انجام دهند. اگر بپذيريم كه اصلاح طلبان، ارگانيك نظام سياسي موجود درايران هستند اولا قابل حذف نيستند حتي اگر در انتخابات شركت نكنند؛ ثانيا معنايش اين است كه نظام سمت و سوي اصلاحات به خود گرفته است. بنابراين اصلاحات اقتضاي نظام ساختاري در ايران بوده كه از گوشه هايي از آن شروع شده و به تدريج گسترش پيدا كرده و رفته رفته بسط پيدا مي كند و دامنه اش را به جريانهاي راست گسترش مي دهد و البته رقابتهايي در كشاكش اين تحول اتفاق مي افتد. در واقع، راست غير دموكراتيك را فوق العاده مستهلك كرده و خواهد كرد. من فكر مي كنم در اين انتخابات بعيد است آقاي معين رد صلاحيت شود.

هاتف: آقاي رجايي شما صحبت از عدم شرکت در انتخابات كرديد و اينكه اگر آقاي معين رد صلاحيت شود يكي از معيارهاي انتخاب آزاد زير سوال خواهد رفت؟ در اين صورت آيا  حالا فرض كنيم كه آقاي معين تاييد صلاحيت شود اما دكتر يزدي رد صلاحيت شود آيا در انتخابات شركت مي كنيد؟

رجايي: البته عدم شركت، تصميمي گروهي است. نظر شخصي من اين است كه اگر آقاي دكتر يزدي رد صلاحيت شود معناي انتخابات، آزاد نخواهد بود؛ اما در عين حال با حضور دكتر بزدي هم انتخابات صد در صد آزاد نيست، چون گروههاي ديگري هستند كه هنوز فرصت حضور در انتخابات را ندارند. با وجود اين اگر دكتر يزدي كه به احتمال قوي رد صلاحيت مي شود و آقاي معين  كه به احتمال قوي رد صلاحيت نمي شود، آزادي انتخابات نقصان پيدا خواهد كرد. جريانهاي سياسي اصلاح طلب يا دموكرات بايد تعيين تكليف كنند كه كف شرايط آنها براي حضور در انتخابات چيست.
فرض من اين است كه رقابتهاي سياسي موجود باعث كاهش مقاومت غير دموكراتيك در ايران مي شود و ما بايد حتي الامكان شرايطي را در ايران ترسيم كنيم كه به اين رقابت دامن بزند نه اينكه با هر اتفاقي از اين  رقابت شانه خالي كنيم.
ممكن است در فضايي كه دكتر يزدي كنار گذاشته مي شود ميزان مشاركت در انتخابات پايين بيايد و حتما هم همين طور است؛ ولي اگر ما يك افق  وسيعتر را ببينيم در يك رقابت سياسي بايد هسته مقاومت غير دموكراتيك در ايران مستهلك شود و در آن صورت حضور آقاي معين و نيروهاي حامي وي به اين فرايند كمك خواهد كرد، زيرا بحثها و مطالبات را مطرح مي كنند و آنها را حتي اگر انتخاب نشوند به نظام سياسي تزريق مي كنند، به جهت اينكه اين مطالبات را عمومي  مي كنند و نسبت به هر رييس جمهوري كه انتخاب بشود اين مطالبات مطرح خواهد شد .شما به نوع ادبياتي كه الان در صحنه سياسي هست و نوع مطالباتي كه در فضاي سياسي وجود داردنگاه کنيد حتي نوع فشارهاي سياسي - اجتماعي موجود قابل مقايسه با قبل از سال 76 نيست و اين آزادي عمل و آزادي سياسي و اجتماعي اتفاق جديدي است. قبل از اين حتي اين ادبيات نسبت به رييس جمهور مملكت هم به راحتي وجود نداشت. به همين دليل فكر مي كنم بهتر است كف انتخابات آزاد را دكتر معين بگيريم نه دكتر يزدي تا بتوانيم امكان مشاركت در فضاي سياسي را داشته باشيم.
در عين حال اين نظر شخصي من است و ممكن است بعضي ها خلاف اين عمل كنند كه خوب طبيعتا باعث كاهش مشاركت مي شود كه حتي خواسته نيروهاي راست هم نيست.

هاتف: با توجه به شرايط فعلي و شرايطي كه شما از انتخابات آزاد گفتيد آيا امكان اين كه اصلاح طلبان به اجماع برسند  هست و امكانش وجود دارد؟

رجايي: طبيعتا هر جريان سياسي كه بتواند يك كانديداي واحد داشته باشد به نفعش است و از شكسته شدن آرايش ممانعت مي كند ولي فعلا از ظواهر امر اين طور بر مي آيد كه امكان اجماع نيست؛ يعني هيچ كدام از كانديداهاي اصلاح طلب نگفته اند كه حاضرند به نفع ديگري كنار بروند و بنابراين من از شواهد امر اين طور نمي بينم كه چنين اجماعي شكل بگيرد.

هاتف: آقا رجايي بياييد كمي هم در خصوص كانديداها صحبت كنيم. شما اوضاع كانديداها را چطور مي بينيد؟ ورود آقاي هاشمي  چه تاثيري در مسير انتخابات و جبهه اصلاحات خواهد گذاشت؟ آيا اصلا حضور ايشان تاثيري دارد و اگر دارد روي كدام جريان چپ يا راست؟

رجايي: ورود هاشمي در جريان اين انتخابات اتفاق مهمي بود و در اين ترديد نيست. مهمترين دستاورد حضور هاشمي اين بود كه اعتماد به نفس جريان راست را به هم ريخت و در واقع بين آنها شكافهاي جدي تري را ايجاد كرد يا حداقل  مي شود گفت كه شكافهاي آنها را سريعتر بروز داد.
بنابراين حضور هاشمي اتفاق مثبت و خوبي است و برخلاف حضورشان در انتخابات مجلس ششم كه تصميم درستي نبود در آن تلاطم هاي آن مقطع  و نيازي هم نبود و كمكي به شرايط آن موقع نمي كرد و به نظرمن فضا را درست ارزيابي نكرد، در فضاي فعلي به نظرم كاملا اقدام سنجيده اي است و فكر مي كنم تاثيراتش بيشتر در جريان راست بوده است و انشعاباتي كه در بين آنها اتفاق افتاد.

هاتف: به نظر شما گفته آقاي محتشمي پور در خصوص آقاي هاشمي و اينكه تاريخ مصرفش گذشته درست است؟

رجايي: تاريخ مصرف افراد سياسي البته متناسب با كاركردهايشان و تاثيراتي است كه مي گذارند. من حضور آقاي هاشمي در اين انتخابات را حضور موثري مي دانم. با توجه به نوع رقابتها از يك طرف و نوع بي انگيزگي مردم از طرف ديگر نمي توانم موافق اين حرف باشم.

هاتف: از نظر شما حضور آقاي هاشمي از اين جهت كه در جريان راست تاثير گذاشته مثبت است يا از اين لحاظ كه در روند كلي كشور تاثير خواهد داشت؟

رجايي: بله.  در مورد روند كل كشور كه البته هنوز زود است و بايد پس از حضور و انتخاب شدن ايشان قضاوت کرد. اما آن چيزي كه تا به حال اتفاق افتاده، به هم ريختن جريان راستي است كه دو انتخابات شوراها و مجلس هفتم را برده بود و از اين جهت جريانهاي دموكرات حتما خوشحال هستند.
اما حداقل علائمي كه ايشان نشان مي دهد اين طور مي شود گفت كه از نظر نيروهاي اصلاح طلب علائم بدي نبوده و بعيد مي دانم مواضعي كه ايشان گرفتند از نظر نيروهاي اصلاح طلب مواضع منفي تلقي بشود. اما پايداري بر روي مواضع و امكان پيش بردن آن مهم است و قبل از همه اينها اين است كه آيا ايشان موفق مي شود يا نه؟
دوم اينكه تيمي كه ايشان تشكيل مي دهند خيلي مهم است. به هر حال من فكر مي كنم كه از آقاي هاشمي به طرف چپ هر كسي كه راي بياورد يك فرصت مهم تاريخي بدست آورده كه بتواند نقش مهمي ايفا كند.

هاتف: تاثير حضور آقاي هاشمي در جبهه اصلاحات چطور است؟ آيا باعث شكسته شدن آراء اصلاح طلبان نخواهد شد؟

رجايي: البته تا حدي اين طور به نظر مي آيد كه با بودن آقاي هاشمي آراء دكتر معين شكسته شود و از اين جهت اين ارزيابي قابل پيش بيني است. در عين حال حضور هاشمي از اين لحاظ كه شخصيت مطرحي است توجه را به انتخابات جلب مي كند و از اين جهت براي دكتر  معين خوب است تا در فضايي كه يك مقدار حساسيت آن بالاتر رفته برنامه هاي خود را مطرح كند، چون دكتر معين با توجه به صلاحيتهاي اخلاقي و سوابق روشني كه دارد به عنوان يك چهره صد در صد سياسي شناخته نبوده و بيشتر شخصيت فرهنگي ايشان شناخته شده بود و از اين جهت براي دكتر معين خوب است كه بتواند به عنوان يك چهره سياسي بهتر مطرح كند  و اين جنبه مثبت را در كنار شكسته شدن آرايشان دارند.

هاتف:  آقاي رجايي شايد به نوعي بتوان گفت كه از دوره رزم آرا تاكنون شخصيت هاي نظامي به اين صورت در انتخابات حضور پيدا نكردند. به نظر شما حضور افراد نظامي در انتخابات چه تاثيري مي تواند در آراء و ديد مردم و حتي در اوضاع كشور داشته باشد؟ به نظر شما استعفا كافي است كه يك فرد نظامي جزء رجل سياسي محسوب شود؟

رجايي: البته نظامي ها از انتخابات مجلس هفتم به شكل وسيعي وارد شدند يعني بعد از دوم  خرداد  كه توجه جريان راست به نظامي هايي كه در سپاه هستند بيشتر شد و نقش فوق العاده فعالي پيدا كردندآنها به همين ترتيب وارد مجلس هفتم شدند و فكر مي كنم حدود هشتاد و اندي نماينده با اين سابقه وارد مجلس شدند.
بنابراين به طور كلي حضور نظاميان به عنوان يك جريان متشكل نامطلوب  و حضور آنها در سياست حتما خطرناك است و در واقع صحنه سياست را تا حد زيادي از شكل رقابتي به شكل يک جانبه گرايي تقليل مي دهد. و اين اتفاق خوبي نيست كه دارد مي افتد.
پس علي الاصول چيزي كه خطرناك است حضور نظاميان متشكل است كه معمولا جنبه هاي كودتايي پيدا مي كند و به طور كلي صحنه سياست را وارونه و يك جانبه كرده و رقابت را حذف مي كنند.

هاتف: احتمال كودتا سياسي در ايران را در صورت حضور يك نظامي به عنوان رييس جمهور چقدر مي دانيد؟

رجايي: در ايران امكان كودتا وجود ندارد چيزي كه در ايران در شرف وقوع است اين است كه نظاميان به صورت کاملا متشکل در جريانات سياسي حضور پيدا کرده اند.
ببينيد سپاه پاسداران يك ارتش كاملا ايدئولوژيك است و بر اساس اساسنامه خودش وتفسير موثقي که ازآن مي كند مي گويد ما چون جريان حافظ انقلاب هستيم ،حفظ انقلاب را در تمام حوزه هاي فرهنگي ، سياسي وامنيتي تسري مي دهيم. آنها براي خودشان اين حق را قائل مي شوند كه در امور سياسي ، فرهنگي و امنيتي مداخله كنند.
پس شكل كودتا به معناي اينكه بخواهند بيايند و دولتي را ساقط كنند در سپاه متصور نيست.  آنها اگر وارد چنين حوزه اي شوند شكست كلي جريان راست را تسريع بخشيده اند و فقدان يكپارچگي در خود سپاه هم بروز پيدا مي كند.
خطري كه نظاميان دارند اين است كه يك پاي رقابت سياسي قرار بگيرند و از طريق حمايت هاي غير مشروع برخي نهادها رقيبهاي واقعي را هم حذف كنند. اصولا حضور آنها غير قانوني است و در واقع حضور ‌آنها نوعي دستكاري در فرايند سياسي در ايران و مداخله غير مشهود در جريانات سياسي كشور است ، همين حضور غير مشروع از طرف نهادهاي بالاتر حمايت مي شود. اين چيزي است كه در ايران محل خطر است و دارد اتفاق مي افتد يعني يك طرف رقابت سياسي يك نظامي است كه همه جوره حمايت مي شود و در برابر رقبايي كه همه جوره سركوب مي شوند.

هاتف: چرا با انتخاب آقاي لاريجاني توسط محافظه كاران و يا همان شوراي هماهنگي همه چيز به هم ريخت و جريان راست دچار سردرگمي و اختلاف شد؟

رجايي: به خاطر اينكه هر كدام از آقايان جريان راست انتظار داشتند كه خودشان از طريق شوراي هماهنگي انتخاب شوند، من فكر مي كنم كه هر كس ديگري هم كه به جاي لاريجاني انتخاب مي شد لاريجاني مي رفت و با آن سه نفر ديگر ائتلاف چهار درست مي كرد و عملا معنايش اين است كه هيچ كدام حاضر نيستند راي شوراي هماهنگي را بپذيرند و در هر صورت ائتلاف چهار تشكيل مي شد چون هم خودشان را صاحب صلاحيت مي دانند و حاضر نيستند كنار بروند.

هاتف: به عنوان آخرين سوال آقاي رجاي سخنان احمدي نژاد به آقاي خاتمي را چطور مي بينيد به نظر شما اين حرفها انتخاباتي نبود؟

رجايي: چرا. سخنان آقاي احمدي نژاد بيشتر به انتخابات و حفظ موقعيت خودش بر مي گردد يعني مي خواهد خود را يك مدير موفق نشان بدهد  و صحبتهاي آقاي خاتمي آن را مخدوش مي كرد.  احمدي نژاد براي اينكه از موقعيت خودش دفاع كند آن صحبتها را كرد اين از يك جنبه بود و از جنبه ديگر منويات قلبي جريان راست نسبت به آقاي خاتمي بود كه گاهي خودش را نشان مي دهد و هر چند بار سعي مي كنند آن را با واژه اي بپوشاند هر چند ممكن است كه ايشان به نمايندگي از جريان راست حرف نزده باشند ولي حتما بخشي از جريان راست همين نظر و حتي بدتر از آن را نسبت به اقاي خاتمي دارند و  البته اگر سخنان آقاي خاتمي گسترده تر مي شد نشان از مديريت ناموفق شهري بود كه آقاي احمدي نژاد نمي خواهد اين حرفها را در آستانه كانديداتوري اش مطرح شود. به نظرم سخنان آقاي رمضان زاده در جواب به آقاي احمدي نژاد خيلي خوب و قانع كننده بود.

ي رفت و با آن سه نفر ديگر ائتلاف چهار درست مي كرد و عملا معنايش اين است كه هيچ كدام حاضر نيستند راي شوراي هماهنگي را بپذيرند و در هر صورت ائتلاف چهار تشكيل مي شد چون هم خودشان را صاحب صلاحيت مي دانند و حاضر نيستند كنار بروند.

هاتف: به عنوان آخرين سوال آقاي رجاي سخنان احمدي نژاد به آقاي خاتمي را چطور مي بينيد به نظر شما اين حرفها انتخاباتي نبود؟

رجايي: چرا. سخنان آقاي احمدي نژاد بيشتر به انتخابات و حفظ موقعيت خودش بر مي گردد يعني مي خواهد خود را يك مدير موفق نشان بدهد  و صحبتهاي آقاي خاتمي آن را مخدوش مي كرد.  احمدي نژاد براي اينكه از موقعيت خودش دفاع كند آن صحبتها را كرد اين از يك جنبه بود و از جنبه ديگر منويات قلبي جريان راست نسبت به آقاي خاتمي بود كه گاهي خودش را نشان مي دهد و هر چند بار سعي مي كنند آن را با واژه اي بپوشاند هر چند ممكن است كه ايشان به نمايندگي از جريان راست حرف نزده باشند ولي حتما بخشي از جريان راست همين نظر و حتي بدتر از آن را نسبت به اقاي خاتمي دارند و  البته اگر سخنان آقاي خاتمي گسترده تر مي شد نشان از مديريت ناموفق شهري بود كه آقاي احمدي نژاد نمي خواهد اين حرفها را در آستانه كانديداتوري اش مطرح شود. به نظرم سخنان آقاي رمضان زاده در جواب به آقاي احمدي نژاد خيلي خوب و قانع كننده بود.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1384ساعت 21:19  توسط nafiseh zare kohan  | 

تحصن دو روزه اعضاي شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت و برخي انجمن هاي دانشگاههاي تهران در اعتراض به برخوردبا جنبش دانشجويي و همچنين تحت فشار قرار دادن فعالين سياسي سه شنبه ظهر با صدور بيانيه اي به کار خود پايان داد. 

 
اين تحصن كه قرار بود در ساعت 8 صبح امروز آغاز شود به خاطر ممانعت از حضور دانشجويان در ساعت 9:30 آغاز به كار كرد. اين تحصن با عنوان مرگ آزادي و عدالت  در دانشگاه امير کبيربر پا شده بود.
مهدي اميني زاده عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت در خصوص اين تحصن گفت: اين تحصن كه در اعتراض به سركوب و حذف گسترش فعالان سياسي دانشجويي است امروز با پيوستن اعضاي شوراي مركزي انجمن هاي اسلامي دانشگاههاي علامه طباطبائي ، الزهرا، شهيد رجايي، صنعت آب و برق عباسپور و علوم پزشكي ايران ادامه پيدا کرد و فعالين سياسي مانند پرويز ورجاوند، محمد ملكي ، محمد توسلي ، احمد زيدآبادي، محمد بسته نگار، كيوان صميمي و نرگس محمدي و دكتر سيف زاده از سوي كانون مدافعان حقوق بشر با ما ديدار كردند.
اين در حالي است كه در روز گذشته محمدرضا خاتمي وجمعي از اعضاي شوراي مركزي جبهه مشاركت قصد ديدار با اعضاي دفترتحكيم وحدت را داشتند كه به علت ممانعت از ورود آنها به دانشگاه اين امر ميسر نشد اما نمايندگان دانشجويي سابق مجلس شوراي اسلامي از جمله فاطمه حقيقت جو و علي اكبر موسوي خوئيني ها توانستند با اعضاي شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت ديدار كنند.
همچنين مجيد حاجي بابايي ديگر عضو شوراي مركزي دفتر تحكيم وحدت در خصوص اين تحصن گفت: ما احساس مي كنيم كه عدالت به عنوان برترين فضيلت انساني براي مطامع قدرت قرباني شده و زندگي در اين فضاي ناعادلانه را به شدت دشوار كرده است.
براي انسان در چنين شرايطي فقط يك راه باقي مي ماند و آن هم فرياد و آگاه كردن جامعه از مرگ عدالت است.
وي در مورد نگرش تحكيم به زندانيان سياسي گفت: زندانياني كه ما از آنها نام مي بريم طيف متنوعي از فعالان سياسي با گرايشات مختلف هستند و ما فارغ از نظري كه افراد دارند از حق انساني آنها دفاع مي كنيم.
اين تحصن دو روزه با صدور قطعنامه اي بکار خود پايان داد.
متحصنين دراين قطعنامه با نمادين خوانده شدن اين تحصن وابراز اميدواري براينکه اين حرکت نمادين ،الگويي براي برپايي وگسترش اعتراضات مدني ومسالمت آميز در سراسر جامعه ايران باشداز فسادفراگير ،نقض حقوق بشر ،بازداشتهاي غيرموجه فعالان سياسي -مطبوعاتي ودانشجويي ،قتل فرشته عدالت در بخشهايي از دستگاه قضايي وسيستم امنيتي ،برگزاري انتخابات غير آزادوناعادلانه و...ابراز نگراني کردند.
+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اردیبهشت 1384ساعت 17:51  توسط nafiseh zare kohan  | 

آن روز كه جوانان و دانشجويان محصور شده در خوابگاه امير آباد ( كوي دانشگاه) هم از طرف انصار حزب الله كه خود را حاميان نظام و كشور مي دانستند و مي دانند و هم از طرف نيروي انتظامي كه مسئول حفظ و حراست جان دانشجويان بود مورد هجوم قرار گرفتند و فرماندهان سپاه طي نامه اي به رييس جمهمور به وي اولتيماتوم دادند تا تكليف را يكسره كند و جلوي ارازل واوباش كه همان دانشحويان باشند بگيرند.

هيچ كس فكر نمي كرد كه روزي يكي از آن فرماندهان كه نامش در پايين نامه به خاتمي آمده بود فرمانده نيروي انتظامي كل كشور شود و پس از آن تصميم بگيرد كه كانديداي رياست جمهوري شده و در انتخابات شركت كند.

اما اين اتفاق افتاد زمان گشت و قاليباف مسئول نيروي انتظامي كل كشور شد با آمدن قاليباف اگر چه اصلاحات زيادي در ساختار نيروي انتظامي  انجام شد كه شايد آن را بتوان نقطه مثبتي در پرونده اجراي قاليباف دانست اما فعاليت افراطي نهادهاي زير است نيروي انتظامي و از جمله اماكن نيروي انتظامي را نمي توان ناديده گرفت. ديگري وبلاگ نويسان به طو ر كاملا غير قانوني تحت فشار قرار دادن آنها براي گرفتن  اعتراف و نگهداري آنها در بازداشتگاهي منتسب به نيروي انتظامي و همه و همه را مي توان جزء مواردي دانست كه شايد  قاليباف در انجام آنها هيچ نقشي نداشت اما قطعا تحت نظارت وي انجام شده بود.

پس از گذراندن اين دوران آقاي سردار تصميم  گرفته است براي رياست جمهوري به صحنه بيايد از اين رو استعفا داده و وارد گود انتخابات شده است.

قاليباف كه با دادن استعفا از سمت فرماندهي نيروي انتظامي كل كشور خود را نظامي نمي داند در جمع دانشجوياني كه روزي آنها را به خاط دفاع از حقوق خودشان نكوهيده بود حاضر شد و شعار ملايمت و مدارا سر دا د اما دانشجويان كه مدتهادنبال قاليباف بودند وذهن و دلشان سرشاراز سوال بوداز اوژرسیدندو او در جواب آنها در ماند از امضاي خود پاي نامه فرماندهان سپاه دفاع کردو روزنامه هاي بسته شده را سزاوار توقیف دانست.

قاليباف كه در شوراي هماهنگي با مشكل عدم مقبوليت رو به رو شده و حتي برخي از اعضاي شوراي هماهنگي وي را فاقد صلاحيت هاي مورد نظر شورا مي داند حالا ديگر با حضور در جمع دانشجويان شايد تنها شانس خود را براي برگزيده شدن به عنوان كانديداي نهايي شوراي هماهنگي در برابر لاريجاني را از دست داد.

اما،اما شاید حالا که به روزهای ثبت نام رسیده ایم بنا به درخواست خدایان  کشور که میزان رای آنهاست دارای برخی صلاحیت ها شد وبه عنوان کاندیدای نهایی شورای هماهنگی انتخاب شد وآنوقت بشود آنچه نباید شود

كسي چه مي داند شايد اين آخر داستان سرداري نباشد كه مي خواهد رييس جمهور شود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اردیبهشت 1384ساعت 17:49  توسط nafiseh zare kohan  | 

گزارش تحليلي از يك شعار انتخاباتي مهدي كروبي

وعده اي بدون تضمين

 

آفتاب- نفيسه زارع كهن: «مي خواهيم به همه كساني كه به 18 سالگي مي رسند يك حقوق ماهيانه بدهيم يعني يك مستمري ثابت براي همه ايرانيان بالاي 18 سال و اين مستمري هر ماه 50 هزار تومان خواهد بود و به همه پرداخت مي شود.» اين جمله اي است كه شيخ مهدي كروبي در مصاحبه چهار ساعته اش با افخمي بر زبان آورد و از آن به عنوان برنامه خود در دولت آينده اش نام برد.


اما درست پس از ارائه اين طرح توسط كروبي، به گفته خود او سيل هشدارها و انتقادات به سويش روانه شد. بسياري از صاحبنظران آن را وعده اي توخالي و طرحي پوپوليستي و شبيه به وعده هاي اوايل انقلاب دانسته و برخي آن را طرحي عملي و فراگير خواندند و هجمه اي از پيشنهادها و نظرات به سوي كروبي روانه شد؛ تا آنجا كه كروبي با ارسال نمابري به رسانه ها از اجرايي بودن طرح خود دفاع كرد و آن را طرحي كاملاً اقتصادي و برنامه ريزي شده ناميد.

او اما به هر حال در اين اطلاعيه نيز ترجيح نداد كه از پوپوليستي نبودن طرح خود صحبت كند چرا كه در تأييد ايده خود به سابقه آن در سال هاي پس از انقلاب اشاره كرد.

كروبي كه پيش از اين به عنوان رئيس مجلس ششم و ريش سفيد جبهه اصلاحات شناخته شده بود اكنون در دفاعيه اش با اعلام اين كه محور برنامه هايش تأمين اجتماعي است مي گويد كه از مازاد درآمدهاي نفتي و اسقاط كردن خودروهاي فرسوده مي خواهد هزينه طرح خود را تأمين كند.

سعيد ليلاز يكي از ناقدان طرح كروبي است، او در گفت و گو با خبرنگار آفتاب تأكيد مي كند كه طرح كروبي نياز به 25 تا 30 تريليون تومان سرمايه دارد و اين مبلغ سه تا چهار برابر بودجه عمراني كشور تا سال 84 است: «اجراي چنين طرحي غيرممكن است چرا كه منابع مالي و ساختار اداري لازم آن وجود ندارد.»

ليلاز برخلاف كروبي كه دوران اقتصاد كوپني را يكي از دوران مؤثر در رفاه اجتماعي مردم مي داند از آن به عنوان يكي از فاسدترين دوران اقتصادي كشور نام مي برد و فساد موجود در آن زمان را از ديگر دلايلي اعلام مي كند كه نشان از عدم توانايي دستگاه اجرايي ايران براي اين طرح دارد: «طرح آقاي كروبي باعث اتلاف سرمايه در ايران شده و منجر به رشد مصرف زدگي مي شود.»

اين كارشناس اقتصادي درخصوص دفاع كروبي مبني بر اين كه مهمترين منبع تأمين نقدينگي براي اين طرح كاهش يا قطع واردات بنزين است مي گويد: «عدم واردات بنزين از اولويت هاي جدي ايران است اما معناي آن اين نيست كه سرمايه اي كه از طريق آن به دست مي آيد بين مردم تقسيم كرد بلكه بايد از آن در جهت افزايش سرمايه گذاري و ايجاد اشتغال استفاده كرد.»

وي بحث را بر سر مقدار سوبسيد نمي داند بلكه مي پرسد: «چرا سرمايه ها را به پرداخت سوبسيد اختصاص دهيم در حالي كه از آنها مي توانيم در جهت افزايش سرمايه گذاري و توليد، مصرف كنيم.»

به نظر ليلاز حتي شيخ نشين هاي خليج فارس هم مدت هاست كه از اين طرح استفاده نمي كنند و اين طرح در آنجا نيز منسوخ شده است.

رسول منتجب نيا عضو مجمع روحانيون مبارز و يكي از ياران كروبي در ستاد انتخاباتي اش در گفت و گو با يك سايت خبري دليل ارائه چنين طرحي را كمك كروبي به جوانان و افراد بيكار دانسته و از طرفي آينده اجرايي آن را نامعلوم مي داند. به نظر او اين طرح براساس مقدمات كارشناسي پايه ريزي شده و شعار نيست. هرچند ممكن است توقع نتيجه صددرصد براي آن درست نباشد.

اگرچه منتجب نيا از معرفي كارشناسان تيم اقتصادي كروبي پرهيز مي كند و آنها را گروه هاي مجرب كاري با سلايق گوناگون مي خواند اما از طرفي آنها را فاقد علم لدني دانسته و مي گويد: «هر چيزي ممكن است اتفاق بيفتد كارشناسان كه معصوم نيستند.»

اما شاهي عربلو نايب رئيس كميسيون اقتصادي در مجلس ششم و هفتم پيش از آن كه بخواهد نظرش را در خصوص روش و اجرايي شدن طرح كروبي به آفتاب بگويد از اصل نظر وي و هدفش دفاع مي كند و برخلاف نظر كروبي كه ارائه چنين سوبسيدي را حق همه اقشار بالاي 18 سال جامعه مي داند، مي گويد: «منظور كروبي افراد و دهك هاي پايين جامعه و افراد نيازمند هستند و اين طرح مي تواند در وضعيت زندگي و سبد خانوار دهك هاي پايين جامعه اثرگذار باشد و درواقع نوعي افزايش يارانه در كشور است.»

شاهي عربلو تأكيد مي كند: اگر كروبي اين حرف را زده مي تواند آن را عملي كند ولي اين كه آيا مي تواند مشكلات را حل كند يا نه يك مسأله اقتصادي است و بعد با كمي ترديد اضافه مي كند كه البته از نظر اقتصادي افزايش يارانه ها نمي تواند آثار اقتصادي مثبتي در روند اقتصادي كشور داشته باشد.

هرچند كه كروبي اعتقاد دارد در طول 40 سال كار سياسي و اجرايي تا حدي كارشناس مسائل كلان شده است و همواره گوش شنوا براي شنيدن نظرات كارشناسان را دارد اما بايد ديد كه آيا كروبي مجال آنها را پيدا مي كند تا به مردم ثابت كند كه سخنان او نه يك شعار انتخاباتي بلكه يك ايده مبتني بر برنامه ريزي و كارشناسي بوده است.

اين چيزي است كه تنها صندوق سفيد و لاك و مهر شده انتخابات آن را تعيين خواهد كرد.

 




خبرگزاری آفتاب

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1384ساعت 14:2  توسط nafiseh zare kohan  | 

سلام اسمم نفيسه است نفيسه زارع كهن

روزنامه نگارم ،هرچند حرفه اي نيستم اما حرفه ام را دوست دارم وادامه اش خواهم داد

شايد يك روز حرفه اي شدم شايد..

ا

+ نوشته شده در  دوشنبه نوزدهم اردیبهشت 1384ساعت 14:1  توسط nafiseh zare kohan  |