تبليغاتX
روزمرگي ها

اوضاع آنقدر خراب شده است كه نمي شود آرام گرفت ونشست

نمي توانم باور كنم كه احمدي نژادرييس جمهور ما بشود  حتي  تصورش هم برايم وحشتناك است

پس از هشت سال فراز وفرود ،اميدونااميدي ،اشك ولبخند و... حالا بايد بيست سال به عقب بازگرديم به دهه شصت باورش غير ممكن است

نمي خواهم از هاشمي حمايت كنم وبگويم كه بهترين گزينه است اما الان تنها گزينه است به قول يكي از دوستان ما در تقابل مرگ وزندگي آزادي قرار گرفته ايم

به نظرم نبايد تعلل كرد اگر دست دست كنيم دير مي شود خيلي دير پس تا دير نشده بجنبيمشايد دير شود..  

                     

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم خرداد 1384ساعت 12:52  توسط nafiseh zare kohan  | 

اين مطلب آرزو درذ باره احمدي نژاد است بد نيس بخوانيدش

از انجمن حجتيه تا انصار حزب الله  



جناب دكتر معين در بيانيه خود پس از انتخابات نسبت به خطر بازگشت فاشيسم هشدار داده است، از طرفي نيز در برخي سايتها اخباري ديده شده مبني بر عضويت و سابقه آقاي محمود احمدي نژاد در انجمن خجتيه. من واقعا ارتباط بين فعاليت در انجمن حجتيه و گرايش فاشيستي را نمي فهمم زيرا در ميان اعضاي برجسته انجمن حجتيه گرايش فاشيستي تاكنون مشاهده نشده و اساسا در مرام فكري ايشان پذيرش سمت دولتي جايگاهي ندارد. البته شايد خبري كه چندي پيش منتشر شد مبني بر اهتمام شهرداري معظم تهران بر آماده سازي نقشه راه ظهور امام زمان

ظن عضويت شهردار در انجمن حجتيه را تقويت کند. اما آنچه مسلم است در همراهي و همفكري آقاي احمدي نژاد با جرياناتي چون انصار حزب الله و ايثار گران ترديد نيست. از اين منظر نتيجه گيري آقاي عماد الدين باقي منطقي تر به نظر مي رسد كه با آمدن احمدي نژاد حقوق بشر در ايران لطمه جدي خواهد ديد.
براي ارزيابي قضاوت آقاي باقي نگاهي به عملكرد آقاي احمدي نژاد در شهرداري تهران مفيد به نظر مي رسد:
1- بنا بر وظايف تعريف شده شهرداري، امور عمراني و رفاهي در اولويت وظايف اين نهاد قرار دارد. در دو سال گذشته فعاليتهايي چون اعظاي وام ازدواج به جوانان، كمك به هيئتهاي عزاداري، كمك به برخي مدارس غير انتفاعي و ... در دستور كار شهرداري تهران قرار داشته است. كارشناسي هشدار مي دهند كه با توجه به جمعيت زياد و ترافيك سنگين تهران اگر براي اين شهر برنامه ريزي اساسي نشود در پنج سال آينده تهران غير قابل سكني خواهد بود.
با توجه به اين نكته اهتمام شهرداري پايتخت به اموري چون اعطاي وام ازدواج آن هم در شرايطي كه صدها نهاد دولتي و غير دولتي دهان پر كن همچون سازمان تبليغات اسلامي (بنا بر اخبار منتشره در سالهاي گذشته نهاد اخير نيز در امر تجارت سيگار گوي سبقت از متوليان امر ربوده است) و غيره در اين مملكت حضور دارند آيا منطقي به نظر مي رسد؟ اين در حالي است كه به گفته كارشناسان امور شهري در دو سال گذشته علي رغم تبليغات بسيار هيچ فعاليت جدي براي حل معضلات اساسي تهران انجام نشده است. ذكر يك نمونه شايد مفيد باشد: جناب احمدي نژاد در آغاز كار شهرداري تهران يكي از شعارهايي كه مي داد (و البته زود هم فراموش شد) باز سازي همه خيابانهاي تهران در 45 روز بود. در همان زمان شهردار يكي از مناطق تهران و يك كارشناس شهر سازي به نگارنده گفتند اساسا اجراي چنين برنامه اي براي تهران غير ممكن است چرا كه تجربه نشان داده كه در تهران با توجه به جمعيت و وسعت و از طرفي حفاريهاي ناتمام سازمانهاي مختلف هيچ روزي كار آسفالت و باز سازي خيابانها پايان نخواهد گرفت بلكه چند تيم ترميم كننده در طول 12 ماه سال مشغول انجام اين ماموريت هستند. اكنون پس از دو سال از آن ماجرا مردم خود سرنوشت خيابانها و آن شعار را مي بينند و نيازي به تذكار نيست.
حكايت فلج شدن تهران در روزها برفي و باراني نيز حديث مكرري است كه...
2- بنا بر اذعان شهردار محترم و اطرافيان ايشان اين طيف فكري معتقد به جوانگرايي و انقلاب در مديريت است. بنا بر همين تفكر با روري كار آمدن جناب احمدي نژاد تقريبا شهرداران همه مناطق به علاوه روساي موسسات وابسته به شهرداري عزل شده و سمت آنها به جواناني سپرده شد كه در روزهاي معارفه خود را از اقصي نقاط كشور به تهران رساندند. به عنوان مثال شهردار عزل شده يكي از مناطق چند ماه پس از شروع به كار آقاي احمدي نژاد تعريف مي كرد که شهرداري يكي از مناطق به كسي سپرده شد كه تا پيش از آن مسوول سازمان آب دهلران بوده است و اساسا با خيابانهاي تهران آشنايي كافي نداشته است. به نحوي كه در فرداي روز معارفه در خيابانها گم مي شود و با تلفن از دوستان خود كمك مي جويد. حال شما تصور كنيد كه چنين مسوولي امور شهرداري را چگونه هدايت خواهد كرد. طبق مشاهدات نگارنده شهرداري سابق منطقه هفده طي چند سال در تلاش بود تا مسوولان راه آهن و نهادهاي مرتبط ديگر را راضي كند كه پنج كيلومتر از ابتداي مسير راه آهن تهران تبريز از سطح زمين جمع شده و به شكل زير سطحي ساخته شود. علت هم اين بود كه عبور دو خط آهن از تهران به موازات هم منطقه واسطي را در محله قلعه مرغي ايجاد كرده بود (معروف به جزيره) كه به دليل دشوراي هر گونه برنامه ريزي توسعه شهري تبديل به مركز فساد و غير قابل كنترل شده بود. اما به دليل همكاري نكردن نهادهاي مزبور اين روند به كندي پيش مي رفت . پس از تصدي شهرداري تهران از سوي آقاي احمدي نژاد در اين روند تسريع قابل ملاحظه اي روي داد چرا كه روابط ويژه و گرم ايشان و طيف ايشان با مقامات و نهادهاي انتصابي گره از هر كار فروبسته شهرداران سابق مي توانست بگشايد از جمله اتصال خيابان فاطمي به بزرگراه چمران و اتوبان شهيد صياد شيرازي به بزرگراه بابايي كه اين هر دو سالها به مانع پادگان و مهمات سازي برخورده و متوقف بودند تا اين كه شهردار انقلابي با توسل به وساطت مقامات عالي مشكل را حل كرد. صرف نظر از نتيجه مثبت اين راهگشاييها که شامل همه مردم مي شود و كسي مخالف آن نيست اما آيا مي توان اينها را به عنوان عملكرد مثبت يك مدير به شمار آورد؟
در ارتباط با فساد موجود در شهرداري از سوي كارشناسان مباحث زيادي مطرح مي شود كه در روزهاي آينده بدان خواهيم پرداخت.
3- اخيرا خبري منتشر شد (و تكذيب هم نشد) مبني بر اين كه شهرداري تهران در راستاي اقدامات ارزشي بودجه كلاني را جهت تهيه نقشه راه ظهور امام زمان (عج) تخصيص داده است.
اكنون شبكه سي ان ان پي در پي قدرت گرفتن جريان تندروي اسلامي در ايران را با تصاوير و برشهايي نشان مي دهد كه انسان را ياد تبليغات وسيع اين شبكه پيش حمله امريكا به افغانستان مي اندازد. در اين جا نيز طيف احمدي نژاد شعار ايجاد حكومت جهاني و بازگشت به شعارهاي دهه اول انقلاب چون صدور انقلاب وغيره را سر مي دهند.
فكر مي كنيد اين مقدمات چه نتايجي را نويد مي دهد؟
افزودن اظهارات ديگر احمدي نژاد به مطالب فوق شايد در نتيجه گيري كمك كند.
- من اگر رييس جمهور شوم هفته اي يك بار با سران كشورهاي آسيايي و افريقايي ديدار خواهيم كرد.
- جداسازي مردان و زنان در همه اماكن اجتماعي لازم است.
- امر به معروف و نهي از منكر بايد احيا شود.
در روزهاي آينده درباره موج فزاينده به کار گيري کودکان زير پانزده سال در بخش جمع آوري زباله شهرداري تهران پس از تصدي احمدي نژاد نيز مطالبي خواهيم نوشت


+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام خرداد 1384ساعت 17:40  توسط nafiseh zare kohan  | 

 

 

امروز اکبر گنجی به زندان بازگشت

هرچندکه  خبر بازگشت گنجی به زندان مثل آمدنش نبود ودر میان هیاهوی تبلیغات  انتخابات گم شد

 وگنجی  غریبانه به زندان بازگشت.

گنجی امروز به زندان بازگشت تا بار دیگر همانطور که درنامه خود آورده است بر همگان روشن شود که دستگاه قضایی به هیچ وجه قابل اعتماد نیست.

امروزگنجی در برابردیدگان همه کسانی که برای حمایت از ناصرزرافشان درمقابل زندان اوین گردهم آمده بودند به زندان رفت تا  بگوید که اززندان نمی ترسد وبه آنچه تاکنون گفته ونوشته افتخار می کند.

امروز گنجی در زندان اعتصاب غذای نامحدود خود را آغاز خواهد کرد وخدا می داند که چه برسرش خواهد آمد همانطو رکه نمی دانیم ناصرزرافشان در چه حالی است.

راست می گوید مسعود بهنود که شهرشادازصعود ایران به جام جهانی در گوشه هایش می گرید راست می گوید که صدای هق هق شهر در میان شادیها وعکسهای تبلیغاتی شنیده می شود

راست می گوید وما شرمنده از اینکه هیچ از دستمان بر نمی آید ،همه  یا محو عکسهای تبلیغاتی شده اند ویا دیگر برایشان هیچ فرقی نمی کند که اکبر گنجیی باشد که نور بر تاریکخانه اشباح بتاباند ویا ناصرزرافشانی باشد که وکالت پوینده ،مختاری و فروهرها را به عهده بگیرد  .

امروز به اندازه تمام دنیا دلم گرفت وقتی گنجی  در عین مظلومیت به زندان بازگشت اما از طرفی دلم سوخت به حال کشورم ومردمم چرا که قوه قضاییه که قرار بوده مکان عدل وعدالت باشد محلی برای ظلم شده

گنجی شاید تنها یکی از صدها گنجیی باشد که در زندانند وصدایشان به گوش کسی نمی رسد نمی دانم شاید به قول خودش این شب تاریک به پایان رسد ،خورشید طلوع کند ،یخهای استبدادذوب  شود و بهار آزادی فرارسد فقط امیدوارم امید...وار..

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم خرداد 1384ساعت 23:17  توسط nafiseh zare kohan  | 

امروز تیم ملی فوتبال ما 1-0 تیم بحرین را شکست داد و به جام جهانی صعود کرد

هرچند می شد پیش بینی کرد که اگر پیروز میدان شویم مردم شادی گم کرده ما به خیابانها خواهند آمد اما باز هم حضورشان در خیابانها  تجربه آذر 76  را در ذهنها زنده کرد وناگفته نباید گذاشت که حضور  خاتمی در استادیوم بر یاد آوری این خاطره دامن زد رییس جمهور که سال اول حضورش در پست ریاست جمهوری  با راهیابی ایران به جام جهانی فرانسه همراه بود اکنون به استادیوم آمده بود تا در جشن صعود ایران به جام جهانی آلمان در آخرین ماه حضورش در پست ریاست جمهوری شرکت کند.

ولی آنچه جای تامل داشت حضور خاتمی نبود بلکه حضور دوباره مردمی بود که مدتهاست شادیهایشان را گم کرده اند امروز اگر خوب به مردم وحرکاتشان نگاه می کردی به راحتی می شد فهمید که اینها شادیهایشان را گم کرده اند وحالا به خیابانها آمده اند برای پیدا کردنش.

 هرچند راهیابی ایران به جام جهانی چیزی نیست که بشود از کنار آن به راحتی عبور کرد اما حرکاتی مثل داد زدن ، آتش زدن کاغذ، به هم ریختن خیابانها وانجام کارهایی که در حالت عادی امکان رخ دادن آنها نیست همه وهمه نشان از اعتراضات سر خورده مردم ما دارد که آنها را در قالب شادیهای چند ساعته واینچنینی به نمایش می گذارند .

اما با کمی دقت در بین مردم آثار انتخابات را هم می شد دید تراکتهای تبلیغاتی ،پرچم وکارتهای تبریک کاندیداها حاکی از تلاش ستادها یشان برای جذب آرا مردم بود  شاید پیش از این می شد گفت که شور ونشاط انتخابات در بین  مردم نیست اما حالا به نظرم همه چیز فرق کرده است  شاید مردم تشنه ما بار دیگر و مثل همیشه دچار تغییر ناگهانی شوند اما آنچه مسلم است این است که تا روز انتخابات هیچ چیز معلوم نیست باید تا 27 خرداد صبرکرد ودید که آیا صعود ایران به جام جهانی در آرا مردم تاثیر خواهد گذاشت یا نه این چیزی است که تنها وتنها خود مردم وتنها در 27 خرداد مشخص خواهند کرد پس چاره ای نیست جز صبر تا بیست و هفتمین روز از ماه خرداد سال84

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم خرداد 1384ساعت 0:44  توسط nafiseh zare kohan  | 

دیروز سالگرد دوم خرداد بود ،آخرین دوم خرداد خاتمی

آخرین دوم خردادی که می شد به خودت ببالی یا خودت را سرزنش کنی که من ودوستانم یکی از کسانی بودیم که باعث شدیم دوم خرداد دوم خرداد شود  و کسی فراموشش نکرده باشد.

درست هشت سال پیش بود که مردی با بیست میلیون رای مسیر کتابخانه ملی تا کاخ ریاست جمهری را طی کرد و شد رییس جمهور ایران .

امااین آخرین دوم خردادی بود که خاتمی به عنوان رییس جمهورحضور داشت واین شاید برای خیلی هاکه آرزوی جایگاه اورا دارند خوشایند وبرای خیلیهای دیگر ناخوشایند باشد و 

هرچند که آقای رییس جمهور نتوانست از رای مردمی که به او داده بودند حفاظت کند وپاسخ چراهایی راکه در ذهن ودل همه بود بدهد واگرچه هیچ گاه از دلایل همراهی اش با صخره ها وامواجی که مدام برپیکره کشتی اصلاحات وارد می آمد  سخن نراند وهربار به این جمله که"ناگفته هارا خواهم گفت"اکتفا کردو این باعث شد که خیلیها فکر کنند که ((از خم طره تو هم هیچ گشایشی نشد     وه که در ان خیال کج عمر عزیز شد تلف))

اما یک چیز مسلم است و آن این که دل همه مابرای مرد خوش صحبتی که از دیار بادگیرها آمده بود و چهره خندانی داشت ومی خواست کاری کند که شاید پیش از این نکرده بودند وهرچند که پیروز میدان نشد تنگ خواهد شد .

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم خرداد 1384ساعت 15:31  توسط nafiseh zare kohan  |