تبليغاتX
روزمرگي ها

این مطلب را یک دوست برایم فرستاده اما جای تامل دارد من که گیج گیجم !

راستی نکند همه راه را اشتباه آمده ایم ؟ نکند؟

بامداد يكشنبه هشتم آبانماه، دكتر حسين بشيريه استاد نامدار علوم سياسي دانشگاه تهران به دعوت "مركز مطالعات دموكراسي"، ايران را به مقصد ايالات متحده آمريكا ترك كرد.

 اندكي پيش از خروج، هفته‌نامه دانشجويي "اينجا" با دكتر بشيريه گفت و گويي انجام داد كه سه شنبه پيش منتشر شد. آخرين جملات آقاي بشيريه در پاسخ به آخرين پرسش خواندني است:

بسياري از مسائلي كه آدم در جواني فكر مي‌كند بسيار مهم است و حتما بايد مطالعه كند، بعدا مثل اينكه آن ها را توخالي مي‌بيند به طوري كه دانستن يا ندانستن آن فرقي نمي‌كند. مثلا من يادم هست كه سال‌ها صرف خواندن هگل كردم، هم آن زماني كه دكتر حميد عنايت در اينجا استاد بودند و هم زماني كه آكسفورد آمده بودند. ولي الان فكر مي‌كنم كه اين همه سال هگل خواندن به چه درد من خورد؟ و الان دانستن يا ندانستنش فرقي نمي‌كند. شايد هم مسئله اين است كه اصلا علم و دانش مفيد به حال آدم باشد يا آدم برود دنبال زندگي؟ به قول گوته، جمله معروفي دارد كه مي‌گويد: "دوست عزيزم! دنياي تئوري ها دنياي تيره و تاري است. تنها درخت سرسبز زندگي است كه زيباست

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آبان 1384ساعت 11:53  توسط nafiseh zare kohan  | 

بهنود در مقاله ای با نام "این همه از هم دور " به تحلیل سخن نغز رییس جمهور در روز جهانی مبارزه با صهیونیسم والبته به دنبال آن روز جهانی قدس پرداخته است .

به باور بهنود احمدی نژاد از روی سیاست چنین سخنانی را به زبان رانده وقصدش از چنین سخنی ایجاد بحران داخلی برای حفظ دولت نوپای  نابلدش است.

چرا که مردم ما همیشه آماده اند تا در برابر دشمن خارجی بایستند حتی اگر عامل پدید آمدن آن شخصی به نام احمدی نژاد باشد .

با این حرف موافقم اما از سویی دیگر تصور نمی کنم که این اقدامات وسخنان وی از روی خرد ورزی باشد چرا که خردی وجود ندارد!! شخصی که در سخنرانی خود در سازمان ملل از وقت نیم ساعته خود بیست دقیقه اش را دعا می خواند وباقی آن  را به ذکر تاریخچه دین اسلام می گذراند وپس ازبازگشت به تهران  به جای گزارش سفرش به هیات دولت تنها از استقبال خبرنگاران سخن می گوید بعید است حتی چنین فکری کند وبرای حفظ دولتش آن هم دولتی که نظام  تمام قد پشتش ایستاده است وحتی رهبر آن فردای سخنان رییس جمهور برای رفع ورجوع آن سخنرانی میکند این گونه اقدام کند.

به باور من اگر سیاست واندیشه ای پشت این حرکات بود اقتصاد کشور تنها پس از گذشت دوماه به چنین جای اسف باری نمی رسید و بورس چنین زمینی نمی خورد .

بهنود نوشته است که دانایان سکوت کرده اند وبه نظاره نشسته اند تا مردم و بالادست ها دريابند گروهی که در سه ماه توانسته اند اتفاق جناح راست را از هم بپاشند و چنين نگرانی هائی در اقتصاد و اجتماع و فرهنگ کشور به وجود آورند به طور قطع وقتی جلوتر بروند، خراب تر از اين می کنندو بعد از نگرانی خود گفته است که این همه آدم از هم دور که برخی دين باور و هيجان زده ، وبرخی مدرن و تحول خواه هستند وبا هم قهر چگونه می خواهند ایران را در مسیر اصلاحات قرار دهند؟

باید در جواب بهنود عزیز بگویم  آری سکوت و نظاره بر این که این کشتی شکسته تا کجا پیش می رود شاید تنها راهی باشد که بتوان به مردم فهماند که بله این هم از مبارز فقر وفساد وتبعیض !

این یکی از راههایی است که این گروه هیجان زده ودین باور به اصطلاح خودشان را! می توان به هوش آورد که هشت سال چه می گفتیم کما این که بسیاری از بزرگانشان الان  نیز دریافته اند که چه کردند با خودشان وسرنوشت خودشان واین مملکت .

اگر سخنان شاهرودی را بخوانید می بینید که چقدر از فرار سرمایه از کشور ناراحت است ومسببان آن را سرزنش می کند  خوب این چه چیزی را اثبات می کند جز نارضایتی .

شایدمردم این سرزمین کویری استبداد زده  به ظاهر این همه ازهم دور باشند اما گاهی اوقات این سکوت ونظاره از صد فریاد بهتر است تا خواب خیالی  نیم دیگر را بر هم زند .

 

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم آبان 1384ساعت 11:56  توسط nafiseh zare kohan  |