تبليغاتX
روزمرگي ها

حالا یک هفته از آن روز گذشته یک هفته از آن روز که دلارام را کشان کشان بر روی زمین کشیدند و سمیرا ،بهاره ،مریم ،ژیلا و...را کتف بسته بردند چون تاب شنیدن سخنان یک ساعته آنها و خیلی های دیگر را نداشتند.

حالا درست یک هفته است که موسوی خوئینی را برد ه اند و ما هنوز هیچ جوابی برای امیرحسین وزهرا که می پرسند کی  پدر آزاد می شود نداریم !!!

حالا بچه ها را آزاد کرد ه اند ومن صدایشان را حداقل از پشت گوشی تلفن شنید ه ام و می دانم که حالشان خوب است اما مهندس را ....

موسوی که به اعتراف همه  در تمام سال های اخیر خود را وقف جامعه مدنی و قربانیان نقض حقوق بشر کرده است  اکنون در بند است اما نه به جرم دفاع از حقوق زنان چرا که همه آزاد شد ه اند وتنها اوست که در زندان است پس دلیل آن چیز دیگری باید باشد چیزی که همه می دانیم

 به قول هادی علي اكبر موسوي بواسطه خوردن آن ميوه ممنوعه امروز مستوجب عذاب و عقوبت، ضرب و شتم و تحقير و توهين و زندان قرار گرفته و به اعتقاد علی او اکنون اسیر دستانی است که در نظارت ها و کوشش هایش برای آزادی زندانیان سیاسی ، بار ها با آنها به چالش برخاسته بود ..

نمی دانم برای رهایی موسوی چه باید کرد  یا  دیگرچه باید بکنیم اما مثل همه آرزوی آزادیش را دارم پیش از آن که خیلی دیر شود

سيد علي اكبر موسوي

 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی ام خرداد 1385ساعت 19:10  توسط nafiseh zare kohan  | 

دیروز سمیرا،دلارام، بهاره،ژیلا ،مهندس موسوی و...خیلی های دیگر را گرفتند

بچه ها امروز به جای اینکه برگه امتحانیشان را پر کنند شاید مشغول پر کردن برگه های بازجوییشان باشند و... 

این عکسهایی است که به قول عکاسش آرش از تجمعی گرفته شده که قرار بود مسالمت آمیز باشد..

افسوس که..

Women in  IRAN  -تجمع زنان

Women in  IRAN  -تجمع زنان

Women in  IRAN  -تجمع زنان

Women in  IRAN  -تجمع زنان

Women in  IRAN  -تجمع زنان

Women in  IRAN  -تجمع زنان

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1385ساعت 13:9  توسط nafiseh zare kohan  | 

اول

مدتی است ننوشته ام نه به دلیل تنبلی بلکه به دلیل سردرگمی ،نگرانی و ناراحتی

نمی دانم ایران را چه پیش خواهد آمد

به قول عزیزی برای این پدر پیر نگرانم نه از ترس غیر خودی وبه قول خیلی ها دشمن که سالهاست فهمیده ام دشمن اصلی خودمان ،خودمان هستیم با آن سیاستها و روشهای حکومتی با آن پوپولیزم وبا آن...

فکر می کنم دست آخر همان شود که 27 سال است با دست پسش می زنند وبا پا پیش ...

کاش این میانه نفعی به مردم می رسید اما حال که فکر می کنم قراری چنین در سر بنی بشری نیست

دلم برای ایران می سوزد برای مردمش برای فرزندانش

دلم برای این پدر پیر عجیب گرفته..

دوم مانا ودیگر هیچ

این طرح را توکا برای مانا کشیده خیلی تلخ است

خیلی...

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 20:22  توسط nafiseh zare kohan  | 

فردا صبح

سپيده كه سر بزند

هشتمين سال از سالهاي بدون تو آغاز مي شود

چه زود وچه دير گذشت

+ نوشته شده در  دوشنبه هشتم خرداد 1385ساعت 20:7  توسط nafiseh zare kohan 

 

چند روزی است دل روزمرگی ها گرفته است

آن هم به دو دلیل

اول روزنامه ایران که توقیف شد

ودوم اتفاقاتی که در کوی دانشگاه تهران افتاد و برخوردهایی که با دانشجوها صورت گرفت

بگذارید از همان اولی شروع کنم

مطنئنم  آن روز که مانا این کاریکاتور را کشید و به بخش فنی سپرد تا مقدمات چاپش را فراهم کنند

هرگز به این فکر نکرده بود که روزی به خاطر آن چه اتفاقاتی که رخ نخواهد داد!!

مطمئنم که نمی دانست قرار است روزی بگویند خط نفاق دشمن  را پی ریزی کرده واز عمد چنین تصویر کرده است

وباز هم می دانم که هیچ پیش بینی نمی کرد که روزی روزنامه ایران توقیف شود وخودش به زندان بیافتد  ومردم آذربایجان محکومش کنند.

ومی دانم که هیچ وقت قصد توهین به قومیت خودش را لااقل نداشته است و کاش این را باور می کردند..

می دانید هرگاه روزنامه ای بسته می شود دلم بدجور می گیرد وقتی به خبرنگاران وکلیه کسانی که آنجا کار می کنند فکر می کنم که حالا چه باید بکنند دلم  می گیرد ، دلم می گیرد اگر آن روزنامه ارگان دولت احمدی نژاد باشد حتی !

کاش هموطنان آذر ی زبانم اندکی صبورتر بودند تا غائله به اینجا کشیده نشود کاش...

.اما دوم

یکی از بچه ها که در کوی بود می گفت هیچ از 18 تیر کم نداشت بچه ها را زدندو بردند  وباز هم گفتند که

 یه مشت دانشجو نما بوده اند به همین سادگی

دوستم می گفت ...

اما آنچه در خبرگزاری ها خواندم اصلا شباهتی به دیده های دوستم نداشت 

می گفتند از حراست وزارت علوم تماس گرفته اند که خبرش را کار نکنید اما آن خبرگزاری کار کرده است ونگران بود که چه می شود اما باید بگویم ای کاش کار نمی کردند خبر را با آن یک سویه نگاری علیه  دانشجوها!!!

طفلک بچه های دانشجو مثل همیشه تنها ماندند..

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 12:14  توسط nafiseh zare kohan  |