تبليغاتX
روزمرگي ها

امروز وارد چهارمین سالی می شوم که تونیستی

تو رفته ای با آن همه راز مگو که در دل داشتی و خاطرت چنان تازه است در ذهنم که انگار چشمم را که باز کنم می بینمت .

حالا تمام آن نشانه هایی که برای هردویمان نشانه بود برای من تنها به عنوان رازی شده است که در دل دارم و هیچ کس از آنها سر در نمی آورد .

چهار سال گذشته است و من ثانیه به ثانیه اش را با تو بوده ام ،با تو، با لبخندهای تو، با حرفهای توکه در دهان من می چرخند ، با طرح خطوط صورتت،واثر سر انگشتان مبهمت که انگار هنوز در دستانم است.

دوریت به اندازه هزار سال بر من گذشته است پری خانم!! مامان خانم جانم.....
+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام آبان 1386ساعت 15:50  توسط nafiseh zare kohan  | 

این مطلب را برای بخش چهره های این شماره شهروند امروز نوشتم که متاسفانه به مدد تیغ سانسور به طور کامل حذف شد،این روزها برای هر کجا که مطلب نوشته ام یا حذف شده یا سانسور!عجیب روزگاری است ...

 فرمانده در مظان اتهام

هفته گذشته باز هم داستان تکراری دادگاه آرژانتین (آمیا)و محکومین ایرانی آن تکرار شد و این بار اینتر پل دست به جیب  شد و اخطار قرمز خود را هم برای جلب محسن رضایی، فرمانده پیشین سپاه پاسداران و علی فلاحیان، وزیر پیشین اطلاعات  اعلام کرد .

اخطاری که بر مبنای آن اینترپل از ۱۸۶ کشور عضو خود خواهان دستگیری این افراد شده ودستگیرشدگان، در صورت تقاضای دولت آرژانتین به این کشور تحویل داده می‌شوند.

داستان پرونده آمیا امامربوط می شود به بمب گذاری سال 1994 در مرکز یهودیان در بوئنوس آیرس - پایتخت آرژانتین- موسوم به"انجمن همکاری  متقابل آرژانتین و اسرائیل" وابسته به" کمیته یهودیان آمریکا" که درپی آن 86 نفر کشته و 300 نفر مجروح شدند.

به این ترتیب بار دیگر  در حالی نام فرمانده اسبق سپاه به همراه یکی دیگر از دولتمردان ایرانی در لیست قرمز پلیس بین الملل قرار می گیرد که پیش از این نیز این اتفاق نه تنهابرای وی بلکه برای آیت الله ا کبر هاشمی رفسنجانی رئیس جمهور سابق و رئیس کنونی مجمع تشخیص مصلحت نظام ایران و علی اکبر ولايتی  به همراه هفت تن دیگر از مقام های سابق جمهوری اسلامی ایران نیز افتاده است .

چندی پیش قاضی "خوان خوزه گالیانو" حکم جلب محسن رضایی وچند مقام جمهوری اسلامی را صادرکرد ولی سرانجام خود به اتهام رشوه از مقامش بر کنار شد و با برکناری وی، به نظر رسید که پرونده دخالت ایران در انفجار مرکز یهودیان آرژانتین نیز مختومه شود.

 اما زمان چرخید و بار دیگر حکم جلب  ایرانیان صاحب مقام درپانزدهم مارس (24 اسفند) گذشته در هیئت مدیره پلیس بین الملل صادرشد اما با اعتراض ایران، تصمیم گیری نهائی به مجمع عمومی سالیانه اینترپل موکول شد و در نهایت هفته گذشته در کشور مراکش این مجمع عمومی برگزار شدو به دنبال آن بار دیگررای به  بازداشت  مقامات ایرانی که این بار به دو نفر تقلیل یافتند داده شد. .

فرمانده اسبق سپاه پاسداران اما در حالی بار دیگر متهم به این امر می شود که بیش از ده سال در فرماندهی سپاه پاسداران حضور داشته و شاید به نوعی دفتری از تاریخ نظامی ایران باشد .

او که چندی پیش در آستانه انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری یکی از نامزدها بود در آخرین روز تبلیغات برغم سخنانش که بارها گفته بود از رقابت منصرف نخواهد شد  به نفع رقیب اصولگرایش محمود احمدی نژاد کناره گرفت و پس از آن نیز بارهاو بارها از وی ودولتش دفاع  کرد.

اما این سرانجام کار نبود که به اعتقاد بسیاری از صاحبنظران در پی بی مهری های دولت مهرورز به یکی ازمنتقدین دولت تبدیل شد و در یکی از سخنرانی های خود از اعضای دولت به عنوان نیروهای دست چندم یاد کرد و به انتقاد از شیوه اقتصادی دولت پرداخت .

اما این تنها فرمانده نبود که انتقاد از دولت را در برنامه خود قرار داده بود زیرا سایت بازتاب که در واقع به نوعی وابسته به محسن رضایی وطیف فکری او خوانده می شد نیز انتقاد از دولت را ادامه داد وکار به آنجا کشید که به دستور دادستان کل کشور فیلتر شد و پس از آن به محاق توقیف رفت .

واین گونه بود که بسیاری توقیف بازتاب را پاسخی به انتقادات دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام خطاب به دولت دانستند .

اکنون اما فرمانده کهنه کار در حالی در مظان اتهام قرار گرفته است که  سخنگوی وزارت خارجه دولت نهم حکم جلب وی را مغایر با موازین حقوقی و بین المللی و کاملا مطرود و غیر قابل قبول می خواند .به این ترتیب این حکم اگرچه پیام خوشی برای ایران در بر نداشته است امامی تواند پایانی باشد بر رابطه تیره فرمانده و دولت اصولگرا حتی به صورت موقت

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 0:45  توسط nafiseh zare kohan  | 

به عزیزی که می گوید این روزها همه حرفهای وبلاگت چه تلخند!!!

 

 

گل از تو هوایی شد

پاییز را چرا...

نشنیده ای که آفتاب

وقتی دلش برای انسان می گیرد

پا پهن می کند در شمعدانی کنار ایوان

و به حرف آدمها گوش می دهد

 

گل از تو هوایی شد که ما

به پاییز افترا می زنیم

پس...

پرنده از تو هوایی شده
که کنج بام من نشسته تو را می پاید

که زیر خرمنی از شرم

نمی گویی آنچه را که نمی توانی بگویی

واین پرنده بیچاره کنج این بام درحیرت است

که "پری زده"ی ،سر به هوای ما

چرا مرا

درون آن قفس تنگ می خواهد

حال آن که می توانم

 به دیدن این شگفت

آن قدر بخوانم که بی هوا به سخن آید لال .

                                                                         منوچهر آتشی
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم آبان 1386ساعت 12:34  توسط nafiseh zare kohan  | 

اکنون بیست و هشت سال از آن روز گذشته است ،همان روزکه دانشجویان انقلابی مهیای تصرف سفارت امریکا در ایران شدند و از مجموع دانشگا ههای تهران گرد هم آمدند، از دیوار سفارت بالا رفتند و با شکستن در به راحتی به حیاط سفارت وارد شدند وبه این ترتیب واقعه ای را رقم زدند که تا قریب به سه دهه پس از آن هم ادامه پیدا کرد .

آن روز  دانشجویان ،روحانی انقلابی سید محمد موسوی خوئینی ها را برای پرسش نظر رهبر انقلاب در خصوص اشغال سفارت راهی  کردند و نظر موافق او بود که موسوی خوئینی رابه سرپرستی دانشجویان گروگانگیر نشاند .

اما گویی نحسی سیزدهمین روز از ماه آبان قرار بود دامان دانشجویان پیرو خط امام را هم بگیرد که ادامه کار از دستشان خارج شد وآنان که می خواستند تنها چند روز میهمان ناخوانده سفارت امریکا باشند ناچار  444 روز 52 امریکایی را پشت درهای بسته نگاه داشتند.

بعدها اگرچه ویلیام سولیوان آخرین سفیر امریکا در ایران علت تصرف سفارت امریکا را روش سست و بی بنیاد حکومت کارتر و اقدامات نامعقول برژینسکی دبیر وقت شورای امنیت ملی امریکا در درک واقعیت های ایران دانست اما در داخل کشوردلایلی دیگری مطرح بود که یکی از آن ها دست دادن مهندس مهدی بازرگان رییس دولت موقت با برژینسکی در سفر به الجزایر بود که این گونه دانشجویان انقلابی، دولت موقت و رییسش را به سازشکاری متهم کردند و دور هر نوع گفت و گوی دیپلماتیک با امریکا راخط قرمز کشیدند.

این علت اگرچه در نهایت دولت موقت را به استعفا کشاند اما برخی علت را در سخنان رهبر انقلاب که درفردای روز تصرف سفارت امریکا اظهار داشت دانستند آنگاه که گفت:"امریکا توقع دارد که شاه راببرد به آن جا برای توطئه ،پایگاهی برای توطئه درست کنند و جوانهای ما بنشینند و تماشا کنند "و این چنین بود که گمانه پذیرش شاه فراری برای مداوا از سوی امریکا  نیز یکی دیگر از علل تسخیر سفارت خوانده شد .

اما علت اشغال سفارت هرچه که بود آتش تابویی را رقم زده بود که آغاز جنگ ایران و عراق بر آن دامن زد چرا که ایران عراق را نماینده کشوری دانست که سال پیش از آغاز جنگ سفارتش در ایران به دست دانشجویان خط امامی اش اشغال شده بود و به این ترتیب مقامات امریکایی دست نشانده امریکا خوانده شدند و این مسئله تا آغاز دولت سازندگی ادامه پیدا کرد تا آن روز که عطالله مهاجرانی سخن از مذاکره مستقیم گفت  و کشیدن دیواری بلند دور کشور را امری ناپسند خواند هرچند که چنان واکنش های تندی نسبت به او ابراز شد که حتی هاشمی رفسنجانی هم نتوانست در برابر این واکنش ها حرکنتی بکند و خط قرمز رابطه با امریکا تا دوران اصلاحات کشیده شد.

اما دولت اصلاحات و  سید محمد خاتمی هم گره گشای این مسئله نبود که او نیز در برابرواکنش های تند راست نشینان در برابر "شیطان بزرگ"  سکوت پیشه کرد و در نشست سازمان ملل خود را از دید کلینتون رییس دولت وقت امریکا پنهان کرد تا مبادا دستی به سویش دراز شود و او آن را بفشارد.

و این چنین چرخ زمانه چرخید وچرخید تا دولت اصولگرای احمدی نژاد، که داستان دیگرگونه شد . رییس دولت اصولگرا اگرچه تند ترین شعارها را علیه دولت امریکا سر داد ، و حتی به عقیده همفکرانش با حضوردر دانشگاه کلمبیا هویت مخدوش آنان را هویدا کرد اما از سوی دیگر به رییس دولتش نامه نوشت تا او را ارشاد کند و بارها از باز بودن راه مذاکره سخن راند واین همه ماجرا نبود که دولت اصولگرا نماینده خودش  را پای میز مذاکره با امریکا بر سر همسایه قدیمی اش عراق فرستاد تا دو کشور سر آن چه که صلاح منطقه و عراق است گفت و گو کنند واین چیزی بود که بیست و هشت سال دولت های مختلف حتی خوابش را هم نمی دیدند و  نتوانسته بودند عملی اش کنند .

این گونه است که با نگاهی به رفتاردولت نهم با امریکا  دردوسال گذشته ازعمرش باید امیدوار بود شاید بیست وهشت سال پس از گره ای که دانشجویان خط امامی در آن روز پاییزی بر رابطه ایران و امریکا زدند این گره نه با دست دولت های سازندگی و اصلاح طلب بلکه به زعم بسیاری  باید به دست دولت اصولگرا باز شود، دولتی که اجازه شکستن تابوها را دارد و از این کار لذت می برد . 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم آبان 1386ساعت 10:45  توسط nafiseh zare kohan  | 

قطار می رود

تو می روی                                                                                                         

تمام ایستگاه می رود              

ومن چقدرساده ام

که سالهای سال

در انتظارتو

کنار این قطار رفته ایستاده ام

وهمچنان

به نردهای ایستگاه رفته

تکیه داده ام !!!                                 

از او به او  که به قول خودش آخر عشق آغاز اسمش بود :قیصر امین پور

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم آبان 1386ساعت 16:28  توسط nafiseh zare kohan  | 

تا می آیی دلخوش شوی از خبر آزادی محبوبه خبر دستگیری دکتر رزاقی رمقی برایت نمی گذارد .

دکتر رزاقی از استادان دانشگاه خودمان(علامه طباطبایی) بود که در دولت جدید از کار در دانشگاه محروم شد و تنها دلخوشی اش حضور در کنشگران داوطلب و فعالیت برای رشد جامعه مدنی بود که البته آن هم دوام چندانی نیاورد و دفتر موسسه به الطاف کریمانه دولت پلمپ شد .

و حالا دیروز  پس از بازداشت عماالدین باقی دکتررزاقی هم  بازداشت شد تا مشخص شودکه باید دور هر نوع فعالیت مدنی را خط کشید تا به مذاق آقایان خوش آید.

این روزها در کشور کویری مان نه  باید دانشجو باشی، نه فعال سیاسی، نه زن و نه کارگر، نه فعال مدنی و نه حتی یک پژوهشگر معمولی و استاد دانشگاه تا بتوانی با آرامش سر به بالین بگذاری .

این روزها  دیگر تنها باید نظاره گر تلخی هایی که ازدر ودیوار این سرزمین می بارد باشی  و دم نزنی تا مبادا بالای چشم کسی را به وجود ابرو متهم نکنی .

چه تلخند این روزها ، روزهایی که باید به قول فردوسی تنها به  آنهاو روزگار لعنت فرستاد و گفت: تفو بر تو ای چرخ گردون تفو...
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم آبان 1386ساعت 12:21  توسط nafiseh zare kohan  |