تبليغاتX
روزمرگي ها

الو

الو

آنتن نمی دهد

دوباره تلفن زنگ می خورد

الو علی تویی؟

علی نکونسبتی است که از حکم تبرئه احسان منصوری ،احمد قصابان  ومجید توکلی سه دانشجوی پلی تکنیکی که هشت ماه پیش به اتهام نشریات جعلی باز داشت شدند خبر می دهد.

دیگر صدای علی را نمی شنوم صدای احسان در گوشم می پیچد که زنگ زده بود و می گفت به خدا کار ما نبوده تورا به خدا خبرش را کار کنید..

و حالا با گذشت این همه مدت و آن همه تهمتی که این بچه ها به جان خریدند  آن  همه انفرادی و آزار و دوری از پدر و مادر، عقب ماندن از درس و تحصیل و آن همه غوغایی که نامردان برایشان به راه انداختند به راحتی حکم تبرئه صادر می شود و انگار آبی از آب تکان نخورده.

پس پاسخ این همه ثانیه و ساعت تلف شده و نامراد را که می دهد ؟

و بعد هم وثیقه ای به اتهام توهین به نیروهای بسیج وامنیتی در دانشگاه؟؟مگر نه آنها بودند که ماشین ماشین از دانشگاههای مختلف آمدند تا بچه های انجمن و دانشجویانی را که بعد از اعتراض به عدم آزادی بیان در حضور رییس جمهور خواری در چشم شده بودند متهم کنند ؟

چه کسی توهین کرد آنان که تهمت بی جا زدند یا بچه هایی که ایستادند تا از حقوقشان دفاع کنند؟

آنان که در سایتهایشان حتی سناریوی چاپ نشریات را نوشتند یا آنها که تنها محل بیان صداهایشان مدتها ست تخریب شده وسایتهای خبری اشان فیلتر؟

وحالا با گذشت این همه مدت حکمی و تمام ؟

گریه های شبانه مادر این دانشجویان را چه کسی با چه معیاری می تواند پاسخ دهد ؟

به راستی چه کسی پاسخ آنان را خواهد داد؟

تنها می توان به خدا واگذار کرد پاسخ  نامردمانی را که مکر کردند که همانا وعده خداست:ومکرو ومکر الله والله خیر الماکرین...

 دادگاه عمومي تهران صادر كرد: حكم تبرئه احسان منصوري، مجيد توكلي و احمد قصابان

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386ساعت 11:58  توسط nafiseh zare kohan  | 

ارقام

رییس جمهور از تلویزیون ،درآمد ناخالص ملی را با احتیاط تمام اعلام کرد.رییس بانک مرکزی روی دسته مبل کوبید و گفت :باز هم اشتباه کرد،هشت سال است اشتباه می کند .زن از آشپزخانه داد زد:خودت را ناراحت نکن!مگر این هشت سال کسی فهمیده یا اعتراض کرده؟

رییس بانک مرکزی گفت"حرفِ این چیزها نیست ،باید تمام ارقام را دوباه عوض کنیم .

                                                                                               

                                                                                        کتاب بازی عروس وداماد

                                                                                         نوشته بلقیس سلیمانی

پی نوشت

حالا خودتان می توانید نرخ تورم ،بیکاری و.. را هم به آن اضافه کنید ،نه؟

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم آذر 1386ساعت 22:28  توسط nafiseh zare kohan  | 

کی شعر تر انگیزد

خاطر که حزین باشد!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 12:9  توسط nafiseh zare kohan 

شانزدهمین روز از نهمین ماه سال نیز رو به افول رفت و انگار نه انگار که در دفتر تاریخ این سرزمین کویری بوده است روزی به نام دانشجو وتاریخی به نام شانزده آذر که در آن حقی پامال شده بود و دانشجویان قربانی !و این قصه تا به امروز هم کشیده شده است .

این شانزدهمین روز از نهمین ماه سال انگار قرار است همیشه مظلوم واقع شود که صفحات تقویم هم باید بر این مظلومیت صحه گذارند و دانشجویان در روز خود هم اجازه ورود به دانشگاه را نیابند که البته این گناه هفتمین روز هفته نیست و خیلی وقت است که دانشگاه محلی شده است برای غیر دانشجو ودانشجویان با کوله بار ستاره و برگه کمیته انظباطی و هزار تهمت و انگ بر دوش ،پشت درهای بسته ایستاده اند ...

قرار بود این روز در تاریخ سندی شود دال برحقانیت دانشجو وافسوس که تنها نشانه ای شد از مظلومیت آن ..

حالا در این سومین سال از حضور دولت مهر ورز دانشگاهی نیست که دانشجویش از مهر مدیران و مسئولان دانشگاه و وزارت فخیمه علوم  آن در امان مانده باشد .

 اکنون از افتخارات رییسان دانشگاهها شکایت از دانشجویان است و دستگاه قضایی تنها به جرم خیالی در ذهن و جرمی اثبات نشده با جویندگان دانش سرزمینش آن می کند که صد رحمت به دشمن!!!

انگارهمیشه قرار بر این است که عکسهایی باشند در این روز که از درون قاب سرد و خاموش خود به تو نگاه کنند وتو آرزوی آزادی آن ها را در دل فریاد کنی .

این شانزدهمین روز از نهمین ماه سال هم چه مظلومانه سپری شد با جای خالی آنان که یادشان همیشه سبز است چه در 209باشند وچه در 305 ویا همدان ،شاهرود ، مازندران ،شیراز و ...

آسمان را سراسر مه گرفته و می بارد مثل دل مردمان این خاک همیشه تشنه...

 

پشت میله

بر کف زندان

کپه ای زنجیر!!

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 1:9  توسط nafiseh zare kohan  | 

اگه بارون بزنه

آخ ! اگه بارون بزنه....

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم آذر 1386ساعت 13:58  توسط nafiseh zare kohan  | 

 

یادداشتم در برای بازار سیاست روزنامه اعتماد پنج شنبه

صدسالی می گذرد از آن زمان که زنان ایرانی خود را در محبس خوانده نامیدند وبا زایش انقلاب مشروطه پرده ها را کنار زدند و در جامعه ای که آن را مرد سالار نام گذاشته بودند با همان سالار مردان برای رسیدن به حقوق حقه ملت و خودشانکه جزیی از همان ملت بودند تلاش کردند .

والبته  ازهمان قرن گذشته  تا کنون در جهانی که دهکده خوانده می شود و زنان آن  روز به روز و نوبت به نوبت از کشوری به کشور دیگر بر صدر می نشینند ،داستان هم وغم زنان ایرانی برای رسیدن به حقوقشان ادامه داشته است .

داستان این تلاش گاه در قالب گروهی اجتماعی و یا  سازمانی غیر دولتی شکل گرفته است و زمانی در روی کاغذهایی که خوانده نمی شوند و دوره ای درهم آوایی نغمه هایی در مقابل دیدگان عابران .

این روزها اما گروهی از زنان عرصه سیاست در گروهی به نام مجمع زنان اصلاح طلب و درقالبی به نام تبعیض مثبت و سهمیه 30 درصدی حضور زنان در لیست های انتخابات آتی مجلس بر آنند تا تلاششان در این مسیر حرکت کند .

آنان بر ابن امیدند که با این سهمیه شاید آن چه که در روزگاران دور و دراز این مرز و بوم بر زنان رفته است جبران شود و تبعیض جمع شده در آن ایام اکنون با این مثبتَ تبعیض جبران شود .

حرکت این دست از زنان اهل سیاست اگرچه از آن جهت که گامی است  برای دفاع از حق جامعه بیش از پنجاه درصدی زنان ایران، قابل تقدیر است و تامل ، اما ذکر چند نکته در باب آن ضروری است:

نخست آن که در میدانی که معیار های حضور افراد در آن توانمندی ها ،تجربه ،دانش و حتی خلاقیت و نوآوری است چگونه می توان امیدوار بود که با فرض کسب رای همان 30 درصد که تنها به خاطر سهمیه مشخص شده اند "و اگر بنا به توانشان بود پیش از این به نوعی خود را مهیا کرده بودند "بتوانند آن کنند که باید و از عهده تعهدشان در برابر مردم بر آیند ؟

چرا که تجربه عکس آن را نشان داده است و نیازی به زیر و رو کردن تاریخی که در همین نزدیکی است ،نیست.

دوم این که شاید این خالی از انصاف باشد برای جبران و یا حتی جلوگیری از تبعیض تاریخی که زنان همواره از آن رنج برده اند تبعیضی دیگر را بهانه ساخت و با پسوندهایی مثبت و منفی آن را توجیه کرد که کلمه همان کلمه است و معنا همان معنا .

و اما سومین نکته این است که اگر چنین تجربه ای درباب رنگین پوستان زمانی در آن سوی مرزها پاسخی مثبت گرفته و نتیجه داده است دلیل برآن نمی شود که در مورد زنان ، در دوره ای که بسیاری از آنان در داخل کشور به درجات بالایی رسیده اند جوابگو باشد. چه به نظر می رسد آنچه این روزها زنان به آن نیاز دارند شانس برابر است؛ همان شانسی که در کنکور سراسری نصیبشان شد و با همان توانایی ها گوی سبقت از جنس مخالفشان ربودند و بیش از 60درصد از صندلی های دانشگاهها را به خوداختصاص دادند ؛همان شانس برابری که با طرح سهمیه بندی جنسیتی خواستار سلب آن از دخترانِ انتظار ایران شده اند .

و دست آخر آن که زنان ما باید رقابت و دست و پنجه نرم کردن با محیط مردانه ای را که سالهاست تجربه زندگی در آن را داشته اند بیاموزند .این همان چیزی است که سالیانی بس دور انیس الدوله و تاج السلطنه از قلب حرمسرای ناصرالدین شاه ،بی بی خانم استرآبادی درمبارزه اش با مجلس مشروطه برای بنا نهاندن مدرسه دخترانه و مزین السلطنه برای انتشار روزنامه اش: شکوفه و ....آن رابارها  نشان داده و ثابت کرده اند. 
+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 13:16  توسط nafiseh zare kohan  |