اساتيدي كه بازنشسته شدند!!
اما پس از رد طرح انتخابي بودن روساي دانشگاهها، اخراج و بازنشسته كردن اساتيد، ديگر اقدامي بود كه در حوزه نظارت محمدمهدي زاهدي انجام گرفت.
اخراج و بازنشسته كردن اساتيد برجسته دانشگاههاي تهران در حالي صورت گرفت كه حتي چند نماينده اصولگراي مجلس هم آن را تصميمي ناصواب خواندند.
به اين ترتيب روساي منتصب وزير علوم در دانشگاه علامه طباطبايي و تهران وهم چنين دانشگاه هاي ديگراقدام به باز نشسته كردن بسياري از اساتيد رشته حقوق و علوم سياسي و يا اخراج و عدم عقد قرارداد با اساتيدي هم چون دكتر سهراب رزاقي، دكتر حسن نمكدوست، دكتر آزمايش و... كردند.
هر چند كه طبق اخبار رسيده اين اقدام همچنان ادامه دارد و چندي پيش دانشجويان لرستاني هم در خصوص اخراج يكي از اساتيد دانشگاه لرستان دست به اعتراض زدند.
مشكلاتي كه همچنان ادامه دارد
ديگر مسئلهاي كه در كارنامه يك سال و اندي گذشته وزارت علوم نمايان است عدم رسيدگي به مسائل صنفي دانشگاه و دانشجويان از جمله خوابگاهها، تغذيه و بهداشت و درمان و... است. در خصوص مسئله خوابگاهها و تغذيه ميتوان به مسموميت 400 دانشجوي دختر دانشگاه يزد در خوابگاه كه چندهفته پيش به وقوع پيوست و منجر به تعطيلي هفت روزه دانشگاه شد، اشاره كرد.
هم چنين درگذشت يك دانشجو در دانشگاه علامه طباطبايي به علت سكته قلبي و نرسيدن به موقع پزشك هم از ديگر مواردي است كه دانشگاهها با آن مخصوصا در روزهاي گذشته روبهرو بودهاند.
از سوي ديگر، عدم همكاري معاونتهاي دانشجويي و وزارت علوم با انجمنهاي صنفي كه ذات وجوديشان حمايت و بيا ن خواستههاي صنفي دانشجويان است و همين طور عدم دادن مجوز به آنها جهت تشكيل اتحاديه سراسري انجمنهاي صنفي دانشگاههاي سراسر كشور از نكات ديگري است كه در بخشي از پرونده عملكرد
يكساله و نيم وزارت علوم موجود است.
محدوديت براي فعاليت دانشگاهي
موازيسازي براي تشكلهاي سياسي فرهنگي موجود در دانشگاهها از جمله انجمنهاي اسلامي، كميته انضباطي و احضار دانشجويان فعال، ممانعت از ورود فعالان دانشجويي به دانشگاه، بها دادن به تشكلهاي دانشجويي وابسته به قدرت و از همه مهمتر ممانعت از ادامه تحصيل دانشجويان فعال و ستارهدار كردن آنها از ديگر مواردي است كه دانشگاه در يك سال و نيم گذشته شاهد آن بوده است.
پس از موج اعتراض كه دانشگاهها به علت اخراج و بازنشستگي اساتيد با آن روبهرو بودند و به علت شروع امتحانات دانشگاه متوقف شد، تابستان سالجاري بستر اتفاقاتي مهمي براي دانشجويان فعال بود.
تخريب انجمن اسلامي دانشگاه اميركبير در فصل تعطيلي دانشگاهها، احضار و صدور حكم كميته انضباطي براي دانشجوياني كه اقدام به انتشار نشريه دانشجويي كرد و يا به فعاليت دانشجويي مشغول بودند از اين دست اتفاقات بود.
اما پايان تابستان آغاز مرحله ديگري از محدوديتها بود. محرومكردن گروهي از دانشجويان دوره كارشناسي ارشد از تحصيل بهدليل فعاليت در تشكلهاي دانشجويي، بخشي از محدوديتهاي تازهاي بود كه با آغاز سال تحصيلي جديد در دانشگاهها به اجرا درآمد و دانشجويان را با ردهبندي نام آنها همراه با يك تا سه ستاره به ثبتنام مجاز، مشروط و يا ممنوع تقسيم كرد.
هرچند كه پس از اعلام اين خبر، وزير علوم كه در لحظاتي پس از كسب راي اعتماد، پست الكترونيكي خود را جهت ارتباط هر چه بيشتر با دانشجويان اعلام كرده بود، بهشدت آن را تكذيب كرد و در گفتوگو با خبرگزاريها اعلام كرد كه اين مسئله كذب محض است و رسانههايي كه چنين ادعايي دارند بايد اسامي اين افراد را رسما اعلام كنند. پس از آن بود كه با اعلام اسامي اين دانشجويان توسط اعضاي دفتر تحكيم وحدت مرتضي نوربخش دبير كميته گزينش استاد و دانشجوي وزارت علوم به كمك آقاي وزير آمد و خبر از حل مشكل دانشجويان ستارهدار داد ولي گفتههاي وي از جانب رسانهها و محافل دانشجويي به معناي تاييد رسمي آنچه زاهدي آن را كذب محض ميخواند تلقي شد.
اما چندي پس از مصاحبههاي پي در پي نوربخش در خصوص «دانشجويان ستارهدار»، وزيرعلوم كه در آيين گشايش سال تحصيلي جديد دانشگاهها با سوالهاي مكرر خبرنگاران در اينباره مواجه شده بود گفت:"از نظر وزارت علوم كليه پذيرفتهشدگان دانشجو هستند و هيچ ممنوعيتي براي ثبتنام آنها وجود ندارد و نبايد نگران جوسازيهاي سياسي در اينباره بود."
زاهدي همچنين تصريح كرد:"كسي كه اسمش اعلام نشده، حتما مسائل خاص و يا تخلفات ويژهاي داشته است كه مراجع ذيربط آن را گزارش كردهاند. آنچه كه برخي روزنامهها نوشته بودند اين بود كه از بعضي دانشجويان تعهد گرفته ميشود؛ ما به دانشگاهها گفتيم نيازي به اخذ تعهد نيست. تعهد هم به اين معنا نبوده كه خداي ناكرده با آنها برخورد انضباطي شود، بلكه تذكر و هشداري بوده كه در محيط دانشگاه بهگونهاي عمل نشود كه خلاف حفاظت و صيانت از اخلاقيات باشد."
ولي گفتههاي وزير علوم به خبرنگاران درحالي بود كه دانشجويان ستارهدار سرانجام با تعهد كتبي و عدم ثبتنام قطعي برسر كلاسهاي درس حاضر شدند و آن دسته از آنها كه سه ستاره داشتند سرانجام، از ادامه تحصيل محروم ماندند.
اما محدوديتهاي موجود بر سر راه فعاليتهاي دانشجويي محدود به موارد فوق نبوده و نيست، عدم صدور مجوز براي سمينارهاي دانشجويي، اهداي مجوز به سمينارهاي زاويهدار، جمعآوري نشريات دانشجويي از سطح دانشگاهها و... نيز ازجمله اين محدوديتهاست.
بدين ترتيب درحالي دانشگاه اين محدوديتها را پشتسر ميگذارد كه محمدمهدي زاهدي در قامت وزير علوم پيش از اين نيز گفته بود كه «ما اعتقاد داريم دانشگاه محل علم، دانايي و توليد علم است، نه محل تشكيلات و احزاب سياسي.»
وي همچنين اضافه كرده بود: همانطور كه از اسم دانشگاه پيداست، اين مكان محلي است براي كسب دانش. ما در هيچكجا به جاي واژه دانشجو واژه «سياستجو» نداريم و شايد با تكرار همين گفتههاست كه ديگر مجال هيچگونه فعاليت سياسي به دانشجويان داده نميشود و حتي از فعاليت صنفي آنان نيز جلوگيري به عمل ميآيد.
يك شباهت عجيب!
اينگونه است كه به اعتقاد بسياري از فعالان دانشگاهي و دانشجويي اقداماتي كه در طول اين يك سال و نيم در دانشگاهها و با دانشجويان صورت گرفته شباهتي عجيب با انقلاب فرهنگي در اوايل انقلاب دارد.
لذا باتوجه به اين شرايط اگر بار ديگر قرار باشد راي اعتمادي به زاهدي داده شود و او در اين آزمون چه مانند گذشته راي ناپلئوني بياورد و چه نياورد، از ديدگاه بسياري از دانشگاهيان و فعالان دانشجويي كمترين نمره ارزشيابي را در بين تمامي وزيران علوم بعد از انقلاب به خود اختصاص خواهد داد، نمرهاي كه شايد اينبار حتي ناپلئوني هم نباشد.

