متن یادداشتی است که برای صفحه "سیاست سرا" ی کارگزاران نوشته ام که از این به بعد پنج شنبه ها چاپ می شود ، دوستان زحمت کشیده اند وبه گمانم صفحه بدی نباشد .
****
شنبه شبی که گذشت محمد مهدی زاهدی وزیر علوم وقت، میهمان برنامه خبری، چالشی نگاه یک بود و همانند دیگر وزیران و مسوولانی که تاکنون میهمان این برنامه بوده اند، آمده بود تا در مورد عملکرد خویش در یک سال و نیم گذشته از دولت نهم، پاسخگوی مجری باشد که اگرچه در صداوسیمایی است که نگاه حمایتی به دولت دارد، اما سعی می کند جانب بی طرفی را نگه دارد.
اما آنچه مصاحبه آقای وزیر را جالب و دیدنی کرد نه به گفته های وی درخصوص اقدام های یکسال و نیم گذشته اش مربوط بود نه به علاقه اش به ریاضیات و حذف کنکور. چیزی که در میان گفته های زاهدی خودنمایی کرد، سخنانش درباره برنامه ریزی در زمینه های پژوهشی، اخراج استادان باسابقه به نام بازنشستگی و دانشجویان ستاره دار بود.
آقای وزیر در این برنامه وجود دانشجویان ستاره دار و بازنشستگی ناگهانی استادان را ماحصل کار دولت گذشته دانست و گفت که در سال 83 و 82 در مجموع 386 نفر از استادان بازنشسته شده اند؛ اما به این نکته اشاره نکرد که در یکسال از مدیریت در وزارت متبوعش تنها 45 استاد از یک دانشگاه بازنشسته شده اند.
زاهدی اگرچه بلافاصله پس از سخنان خود تصریح کرد که وزارت علوم از دولت مصوبه گرفته است تا استادان بازنشسته 17 ساعت در دانشگاه تدریس کنند و علت بازنشستگی ها تنها سن بالای استادها بوده است و نه مشی فکری شان، اما به خاطر نیاورد که عمید زنجانی، روحانی و رئیس دانشگاه تهران چندی پیش گفت؛ «دانشگاه تهران با استادان بازنشسته ای که جوسازی نکرده اند، نمی خواهند گرایش سیاسی خود را تحمیل کنند و همچنین بازنشستگی خود را به صورت یک عامل قانون پذیرفته باشند، ادامه همکاری می دهد،... اما دانشگاه از همکاری با استادانی که حزبی عمل می کنند، خودداری می کند.» به این ترتیب آقای وزیر در اولین گام از مصاحبه تلویزیونی خود ضمن پذیرش این نکته که صدور حکم بازنشستگی استادان از طریق رئیس جمهور به وی محول شده است علت اصلی بازنشستگی ناگهانی استادان باسابقه را نپذیرفت و شاید به نوعی از پذیرش آن سرباززد.
اما گام بعدی وزیر علوم در گفت وگوی خود، سخن گفتن از آغاز برنامه ریزی وزارت علوم در بخش پژوهشی بود و این مسئله درحالی است که یک وزیر پیش از پذیرش سمت خود و کسب رای اعتماد از مجلس باید برنامه ریزی کاملی در این زمینه ارائه دهد. و سرانجام آنچه حضور زاهدی را در «نگاه یک» از قسمت های دیگر متمایز کرد، سخنانش در مورد دانشجویان ستاره دار بود که به قول خودش می توانستند به جای ستاره، دایره و یا حتی یک تیک کوچک بگیرند؛ آنگاه که وی وجود دانشجویان ستاره دار را پذیرفت و در برابر گفته مجری که تعداد دانشجویان ستاره دار را 17 نفر خواند با چهره ای مصمم تصریح کرد؛ «نه خیر! این دانشجویان بیشتر از صد نفر بوده اند!»
لذا، از این رهگذر باید به جناب وزیر گفت، آقای وزیر دانشجویان بسیاری هستند که هنوز ثبت نام نشده اند و حتی با کسب رتبه هایی بسیار عالی در مقطع کارشناسی ارشد نامشان در میان قبول شدگان اعلام شده است.
هنوز هم هستند دانشجویانی که تنها به اتهام فعالیت سیاسی در دانشگاه و نه پرونده اخلاقی و کمیته انضباطی و نه هیچ جرم دیگری، از تحصیل محروم شده اند. هنوز بسیاری هستند که به حکم هیات عالی گزینش وزارت علوم پشت در آن پنجاه تومانی بزرگ بر جای مانده اند و سرنوشت ادامه تحصیلشان همچنان در تعلیق بسر می برد. اغلب کسانی که این روزها لااقل روزنامه ها را می خوانند می شناسند دانشجویانی را که به رغم رفت و آمد مکرر به وزارت علوم هنوز ستاره های خود را بر دوش می کشند و از نشستن بر سر کلاس و درس استاد محرومند.

