تبليغاتX
روزمرگي ها - گلهاي باغچه زندان

شنبه با هم صحبت كرديم

قراربود يك شنبه ظهر هم ديگررا ببينيم  ،وقتي گفتم ساعت يك ونيم خوبه ؟

گفت :وبلاگم وببين ،اگه سالم بودم چشم.

وبلاگ را نگاه كردم متن بيانيه "ما چشم به آينده دوخته ايم" بود ،گفتم تورو خدا مواظب باش من و آوا حوصله آواره اين دادگاه وآن دادگاه شدن را نداريم.

بعد خنديد و گفت باشه وبعد خدانگهدار.

اما يك شنبه ساعت يك نبود ...

آسيه را مي گويم ...

نگرانشان هستم نه براي آسيه براي محبوبه ،پرستو ، مينو خانم ،شيرين و...

خبر رسيده است بچه ها  اعتصاب غذا كرده اند.

نوشين احمدي خراساني در تماس با خانواده اش گفته است از امروز ظهر بنا بر تصمیمی دسته جمعی همه سی و سه زن بازداشت شده اعتصاب غذا را شروع کرده اند ؛پس يعني همه با هم هستند ؟

بچه ها مي گفتند اگر همه با هم باشند روحيه خود را حفظ مي كنند.

نمي دانم ؟

به آوا كوچولو فكر مي كنم وبقيه آواهاي ديگر كه اسمشان را نمي دانم ....

گفته اند تا آخر امشب سارا و ساقی لقائی پرستو دوکوهکی و نیلوفر گلکار و چند تاي ديگر را آزاد مي كنند هرچند من شك دارم...

نمي دانم !!!حالم چندان خوش نيست .

براي هاشمي شاهرودي نامه نوشته ايم خدا كندتا قبل ازارسال نامه آزاد شوند .

خدا نكند كه.....

واي !گلهاي  باغچه زندان

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند 1385ساعت 17:3  توسط nafiseh zare kohan  |