تبليغاتX
روزمرگي ها - درد بزرگي است

درد بزرگي است كه هشت سال غم ،شادي، اميد ونااميدي را ببيني ونتواني كاري كني

درد بزرگي است كه گير كرده باشي بين دو راي كه هيچ كدامشان را قبول نداري و مجبوري يكي را برگزيني آن هم تو تويي كه بارها كتاب عاليجناب سرخ پوش را خوانده باشي ودر دلت گريسته باشي

آن هم تو تويي كه قيافه اكبر گنجي را بعد ازاعتصاب غذا ديده باشي نحيف وتكيده

دردناك است كه تو وامثال تو كه روزي دربرابر تحجر ودگم انديشي ايستاده اي رييس جمهوري داشته باشي سرآمد در تحجر وواپس گرايي واو را ببيني در جايگاه خاتمي واي...

چقدر بايد كابوس ببيني وخودت را سرزنش كني كه چه كرديم وچه نكرديم كه به اينجا رسيديم

چقدربايد با خودت كلنجار بروي كه خدايا چه كنم چه تضميني كه دوباره هشت سال به عقب باز نگرديم

وبعد از ترس در خودت بلرزي كه هشت سال به عقب بازگشتن بهتر از بيست و پنج سال به عقب بازگشتن است

بهتر از دوباره تلاش كردن  براي به دست آوردن حقوق اوليه ات

خيلي سخت است كه در بين دو راهه اي گير كني كه رفتن به هيچ سويش را نپسندي اما مجبور باشي كه بر گزيني

وراهي را كه سنگلاخ كمتري دارد انتخاب كني

خيلي سخت است  راي دادن در اين دوره از انتخابات خيلي سخت

و تو مجبوري اسمي را در برگه سبز رايت به جاي اسم مردي چون خاتمي بنويسي در حالي كه دلت چيزي مي گويد وعقلت چيز ديگر

خيلي سخت..

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم تیر 1384ساعت 13:22  توسط nafiseh zare kohan  |