هنوز از ياد دانشجويان نرفته است آن روز كه محمود احمدي نژاد به دانشگاه امير كبير تهران رفت تا به مناسبت روز دانشجو با دانشجويان اين دانشگاه ديدار كند اگرچه چندي هم از آن روز مهم گذشته بود.
آن روز چند اتوبوس ازدانشگاه هاي مختلف آمده بودند .
آمده بودند تااز رييس جمهور در دانشگاهي كه دانشجويش نبودند استقبال كنند .در دستهايشان پلاكارد وعكس بود. عكسهايي از رييس جمهور محبوبشان كه اين همه راه را از شهرك غرب وسعادت آباد تا پل حافظ به خاطرش طي كرده بودند.
اما تا قبل ازآن اتفاقات مهمي براي دانشجويان رخ داده بود كه اتوبوس نشينان مشتاق ديدار، آنها را يا انكار مي كردند ويا آنها را مستحقش مي دانستند.
چندي قبل از آن ديدار دانشجويان ستاره دار شده بودند وممنوع از تحصيل ،انجمن اسلامي دانشگاهشان شبانه زير چرخ هاي بزرگ و ظاهر نارنجي رنگ بلدوزر كنار حياط دانشگاه نابود شده بود وبسياري شان تنها به جرم انتقاد از دولت مهر ورز به كميته انظباطي كشيده شده بودند يا بازداشت شده بودند ويا كنار اسمشان با خودكار قرمز نوشته بودند ورود به دانشگاه ممنوع...
پس شايد اعتراض انها به جا بود وقتي كه رييس جمهور آنها را دانشجو نما خواند و تنها مشتي معترض ناميدشان : "خفقان را میبینید عده كمی اجازه نمیدهند، اكثریت از حقشان استفاده كنند. دولت بازترین شرایط سیاسی را ایجاد كرده كه میبینید مطبوعات همه چیز مینویسند و بعد هم ادعا میكنند كه خفقان وجود دارد."
آن روز آقاي رييس جمهور با همان ادبيات هميشگي ميدان را در دست گرفت:" مهروزی یعنی این كه همه روزنامهها، افراد و سیاسیونی كه به احمدینژاد بد و بیراه میگویند، احمدینژاد همه آنها را از ته دل دوست دارد و خدا شاهد است حاضر نیستم در رسیدن به قله تعالی به كسی آسیبی وارد شود،اما میدانم كه علت اصلی مخالفت آنان این است كه احمدینژاد از دانشگاه برخاسته تا عدالت را پیگیری كند."
و البته بعد از سخنانش اگرچه اطمينان داد كه با دانشجويان منتقد هيچ برخوردي نخواهد شد ، فرداي همان روز بخشي ازآنها به كميته انظباطي فرا خوانده شدند ويكي از آنان كه تا مقطع دكترا هم پيش رفته بود از دانشگاه اخراج شد.
و اين پايان ماجرا نبود پس از آن اتفاقات دانشجويان امير كبير كه همگام با بسياري از دانشجويان منتقد ديگر دانشگاهيان، جز مغضوبين قرار گرفته بودند روزهاي سختي را در پيش داشتند و هر روز اخراج ،تهديد و...انتظار دانشجويان را مي كشيد.
چنين بود كه روزهاي تاريك دانشگاه فرا رسيد والبته امير كبير هم از گزند اين روزها در امان نماند تا ظهر آن دوشنبه ارديبهشتي معروف.
دانشجويان كه خسته از كلاس صبح براي خوردن نهار راهي سلف مي شدند نشرياتي را ديدند كه در دست برخي ديگر از دانشجويان دست به دست مي شد .
مجله هاي دانشجويي که با لوگوی نشريات“ريوار”،”سحر”،”آتيه”و ”سرخط” به چاپ رسیده بودند والبته حاوی مقالات و کاریکاتورهایی توهین آمیز نسبت به مقدسات و مقامات حکومتی بودند.
مي توان حدس زد چهره مديران مسئول اين چهار نشريه را وقتي مجله اشان را كه چندي بود برخي از آنها چاپ نمي شد ديدند .آن هم دانشجوياني كه اين سال ها بر تمامي خطوط قرمز بر سر راهشان آگاهند وواقف.
اما كار براي آنان كه مي خواستند چنين شود ثمر بخش بود و دانشگاه در چشم بر هم زدني سياه پوش شد و دوبار اتوبوس ها آمدند اما اين بار نه براي استقبال از ريس جمهور! بل براي سر دادن شعار" انقلاب فرهنگي نياز امروز ماست."
وزير علوم اعتراض دانشجويا ن متهم را راديكاليزم كور خواند ورييس دانشگاه بيانيه اي عليه دانشجويان منتقد صادر كرد ،آنها را به كميته انظباطي فراخواند و نشرياتشان را توقيف كرد .
و اين طور بود كه دانشگاه بار ديگر به بستر حوادث مختلف تبديل شد وچنين فضايي روزهاي آغازين پيروزي انقلاب را تداعي كرد.
روزهايي كه برخي از دانشجويان با تفكرات مختلف بايد از تونلي عبور مي كردند تا در نهايت به كلاس درس برسند و در نهايت همين تونل بود كه انقلاب فرهنگي رخ داد؛ همان چيزي كه در حوادث روزهاي اخير دانشگاه اميركبير دانشجويان بسيجي سراسر كشور بارها وبارها آن را در خواست هايشان مطرح كرده اند.
اين روزها ديگر هيچ نشريه دانشجويي در دانشگاه امير كبير اجازه انتشار ندارد و بر بسياري از دانشجويان راه ورود به دانشگاه بسته شده است ،برخي از آنها بازداشت مي شوند و به برخي ديگر تهمت مي زنند ،اجازه انتخابات به انجمن اسلامي داده نمي شود ،منقدان محكومند ودانشگاه هاي ديگر اوضاع بهتري ندارند.
دانشگاه كه زماني همگان بر ضرورت وجود تضارب آرا وديدگاه بر آن پاي مي فشردند اكنون به مكاني براي حذف تفكر مخالف تبديل شده است و مي خواهند كه يكدست شود.
شايد به گفته آقاي كروبي واقعا "مي خواهند از دانشجويان انتقام بگيرند " كسي چه مي داند!!
