ديگر صحبت از عواقب حضور آقاي احمدي نژاد د ر پست رياست جمهوري سودي ندارد چرا كه ديگر كار تمام شده است وچه بخواهيم وچه نخواهيم ايشان منتخب ملت!هستند.
اما مسئله اي كه بايد به آن توجه داشت بررسي چرايي بروز چنين رخدادي است.بررسي اينكه چرا دوباره دور تسلسل زديم؟
مگر مردم و روشنفكران از شعارهاي اول انقلاب عبور نكرده بودند ؟مگر به ضرورت اصلاحات پي نبرده بودند
مگر ضرورت وجود آزادي بيان و دموكراسي را درك نكرده بودند ؟
كه اگر پاسخ نه باشد بايد قبول كرد كه تمام تحركات مردم ايران چيزي جز گوش دادن به احساساتشان نبوده است
و اگر جواب اين سوالات آري باشد بايد پرسيد كه چرا چنين شد؟ چرا حاشيه به متن رانده شد ومتن به حاشيه؟

شايد اولين نكته اي كه مي شود در اين خصوص به آن اشاره كرد بروز شكاف وفاصله عميق ميان توده وروشنفكران ونخبگان باشد شكافي كه در دور دوم انتخابات علي رغم تمام تلاش روشنفكرا ن براي بيان ضرورت راي به هاشمي وائتلاف بزرگي كه حول هاشمي شكل گرفت خود را بيشتر نمايان كرد تاآن جا كه حتي اگر تخلفات صورت گرفته در انتخابات را هم محاسبه كنيم باز هم حداقل 15 ميلييون را ي ريخته شده به نام احمدي نژادبه صندوقهاي راي را در آن شاهد بوديم .
اين شكاف ، شكافي بود كه در طول هشت سال دولت آقاي خاتمي شكل گرفت وهيچ يك از اصلاح طلبان ،نخبگان وروشنفكران به آن حتي فكرهم نكردند چه رسد به چاره اند يشي
در طي اين هشت سال همه اصلاح طلبان و روشنفكران فراموش كردند كه تمامي مردم به رسانه هايي ازقبيل اينترنت و روزنامه ها دسترسي ندارند تا از اوضاع با خبر باشند ورسانه ها داراي نقشي در حد نخبگان براي نخبگان شده اند.
آنها از اين مهم غافل شدند كه به عنوان مثال آن روستايي كه شب وروزدغدغه اش زمينش وخانواده اش هست هيچ گاه به مفهوم آزادي ودموكراسي نمي انديشد ومطالباتش چيز ديگري است چيزي كه كانديداي جناح محافظه كار به آن فكر كرده بود ونقشه كشيده بود.
نكته ديگري كه در اين زمينه بايد گفت اين است كه شرط داشتن آزادي وتوسعه سياسي در وهله اول ايجادتوسعه سياسي ودر گام بعد توسعه همگام وچند جانبه است در حالي كه در اين هشت سال تنها به توسعه سياسي بيشتر توجه شد ونه اينكه توسعه اقتصادي نا ديده گرفته شد اما كمتر به آن توجه شد وخوب مردمي كه وضع معيشتي خوبي نداشتند منتظر بودند تا كسي بيايد وشعار مبارزه با فقر وفساد وتبعيض را سر بدهد حتي اگر در سطح يك شعار باشد وخوب طبعا موفق هم شود چراكه مردم هشت سال از شعارهاي آزادي خواهانه ودرگيريها خسته شده اند ومي خواهند حرفهاي جديد بشوند هرچه كه دروغ باشد.
اين چنين مي شود كه ناگاه كسي كه هيچ كس فكر نمي كرد جزء چهار نفر نخست در دور اول انتخابات باشد با رايي حدود 17 ميليون پيروز ميدان شود.
حالا جناح محافظه كار با پيروزي ويكدست شدن حاكميت اصلاح طلبان را به حاشيه رانده وكار براي اصلاح طلبان سخت شده وخواهد شد.
اينك اصلاح طلبان براي رايج كردن دوباره گفتمان اصلاحات راه درازي در پيش دارند راهي كه درآن قطعا هزينه هايي زيادي را بايد متحمل شوند.

