برف نو، برف نو سلام ،سلام 
بنشين .خوش نشسته ای بر بام
پاکی آورده ای ای اميد سپيد
همه آلودگی ست اين ايام
راه شومي ست می زند مطرب
تلخواری ست ميچکد درجام
اشکواری ست می کشد لبخند
ننگواری ست می تراشد نام
شنبه چون جمعه .پار چو پيرار
نقش همرنگ ميزند رسام
مرغ شادی به دامگاه آمد
به زمانی که بر گسيخته ايم دام .ای دريغا برنيامد کام
تشنه آنجا به خاک مرگ نشست
که آتش از آب می کند پيغام
کام ما حاصل.... آن زمان آمد
که طمع بر گرفته ايم از کام
" احمد شاملو"
+ نوشته شده در یکشنبه شانزدهم دی 1386ساعت 1:3  توسط nafiseh zare kohan

