امروز دلم برای خودم به عنوان یک زن سوخت
امروز دلم برای همه زنان سوخت
امروز دلم برای همه زنانی که می خواهند صدای زنان خاموش باشند هم سوخت....
امروز دلم برای زنانی که ...
امروز در جمع آقایانی بودم که همهگی داعیه دار اصلاحات و دموکراسی و خلاصه همه این حرفها که مدتهاست تنها اسمشان را شنیده ایم وهیچ نشانی از آنها ندیده ایم بودم
نمی دانم اصلا باورم نمی شد که اینها همان کسانی هستند که میخواستیم با هم ایرانی بسازیم آزاد..
باورم نمی شد که اینها همانهایی هستند که کمیته حقوق زنان تشکیل می دهند ومی خواهند از پس سالها محرومیت با کمک خود زنهااز حقوق پامال شده اشان دفاع کنند و مخالف نگاه جنسیتی هستند و قائلند به شایستگی افراد نه نگاه تبعیض آمیز بین افراد..
امروز فهمیدم که این نگاه متاسفانه ریشه دارتر از این حرفهاست که با چند تا شعار قشنگ ورنگ آمیزی شده وادعای روشنفکری بتوان از شر آن خلاص شد ..
امروز خیلی چیزها فهمیدم
امروز دلم برای همه زنان سوخت...

لاف ز برتری کم زن، سنگ برابرت هستیم
تیر به ما چه می باری، نیمه دیگرت هستیم
تخمه بی روانت را در تن خویش جان دادیم
حرمت ما نگه می دار خالق و مادرت هستیم
عزت و امن و آسایش، می طلبی زما؟ آری
از دل خود اگر پرسی، همسر و دلبرت هستیم
حق طلبان و همراهیم، زنده و شاد و سرپاییم
گام بزن بیا با ما ، ما همه یاورت هستیم
حق حیات کاملتر، گرچه به کام شیر اندر
مطلب ماست باور کن، تشنه باورت هستیم
سیمین بهبهانی
* یک نکته ای من نگاه سیاه وسفید مطلق نداشته ام وندارم و ضمن احترام به تمام افراد با تمام اندیشه ها و مخصوصا فمینیستهای عزیز اصلا هیچ وقت فمینیست نبو ده ام ونیستم اما به برابری حقوق آدمها اعتقاد داشته و دارم
بگذریم این همه را گفتم که بگویم در آن جمع آقایانی هم بودند و هستند که حرف وعملشان یکی بود و...

