نمی شود روزی بگذرد و به یاد تو نباشم
نمی شود روزی بگذرد و صدای تو در گوشم طنین انداز نباشد
نمی شود روزی بگذرد و چشمهایت آن چشمهای مهربان و نگران را به یاد نیاورم
نمی شود لحظه ای در اوج خوشحالی و خنده غم محو نبودنت را بر سینه احساس نکنم لحظه ای حتی
نمی شود یک روز از زندگی را بگذرانم بدون آن که به تو فکر نکنم
نمی شود اگر بخواهم کاری بکنم قبل از آن چشمهایم را نبندم ونپرسم که نظر تو چیست وخوب تو هم مثل همیشه به من کمک نکنی
نمی شود دمی، لحظه ای ، آنی، حتی فراموش کنم چهره ات را که برای آخرین بار از کنار پنجره برایم دست تکان دادی و انگار چیزی ته دلم تکان خورد که دیگر نمی بینمت و کاش ای کاش آن روز به حرف دلم گوش می دادم و نمی رفتم ای کاش
نمی شود نه نمی شود حتی ثانیه ای به تو فکر نکنم
پری مهربان
مادر خوبم
+ نوشته شده در جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1385ساعت 22:3  توسط nafiseh zare kohan
|

