تبليغاتX
روزمرگي ها - ایران ،مانا و دیگر هیچ

اول

مدتی است ننوشته ام نه به دلیل تنبلی بلکه به دلیل سردرگمی ،نگرانی و ناراحتی

نمی دانم ایران را چه پیش خواهد آمد

به قول عزیزی برای این پدر پیر نگرانم نه از ترس غیر خودی وبه قول خیلی ها دشمن که سالهاست فهمیده ام دشمن اصلی خودمان ،خودمان هستیم با آن سیاستها و روشهای حکومتی با آن پوپولیزم وبا آن...

فکر می کنم دست آخر همان شود که 27 سال است با دست پسش می زنند وبا پا پیش ...

کاش این میانه نفعی به مردم می رسید اما حال که فکر می کنم قراری چنین در سر بنی بشری نیست

دلم برای ایران می سوزد برای مردمش برای فرزندانش

دلم برای این پدر پیر عجیب گرفته..

دوم مانا ودیگر هیچ

این طرح را توکا برای مانا کشیده خیلی تلخ است

خیلی...

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 20:22  توسط nafiseh zare kohan  |